advice

[ایالات متحده]/əd'vaɪs/
[بریتانیا]/əd'vaɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهاد; توصیه; راهنمایی; مشاوره.

عبارات و ترکیب‌ها

sage advice

مشورت صائب

valuable advice

مشورت ارزشمند

helpful advice

مشورت مفید

sound advice

مشورت درست

practical advice

مشورت عملی

seek advice

به دنبال مشورت باشید

good advice

مشورت خوب

give advice

مشورت بده

legal advice

مشورت حقوقی

expert advice

مشورت تخصصی

medical advice

مشورت پزشکی

shipping advice

مشورت حمل و نقل

take advice

مشورت بگیر

advice note

یادداشت مشورت

take the advice

مشورت را بپذیرید

advice of shipment

مشورت حمل و نقل

advice of credit

مشورت اعتبار

جملات نمونه

advice for independent travellers.

توصیه برای مسافران مستقل

That's my advice to you.

این توصیه من به شماست.

dispense advice and sympathy.

توصیه و محبت ارائه دهید.

Take that advice with a grain of salt.

آن توصیه را با دیدی انتقاداتی بگیرید.

my advice was deliberately misconstrued.

توصیه من به طور عمدی نادرست تفسیر شد.

advice on how to reconcile the conflict.

توصیه در مورد نحوه آشتی دادن منازعه.

sound advice for healthy living.

توصیه های خوب برای زندگی سالم.

Our advice was not lost on him.

توصیه ما به او نرسید.

The advice wasn’t very tactfully worded.

توصیه خیلی با ملاحظه بیان نشد.

she will be glad to give advice and assistance.

او از ارائه توصیه و کمک خوشحال خواهد شد.

dietary advice for healthy skin and hair.

توصیه های غذایی برای داشتن پوست و موی سالم.

advice about making out a will.

توصیه در مورد تنظیم وصیت‌نامه.

neglect our advice at your peril.

توصیه ما را نادیده نگیرید، در غیر این صورت به ضرر خودتان خواهد بود.

advices from foreign countries

توصیه ها از کشورهای خارجی

He did not regard my advice at all.

او اصلاً به توصیه من توجهی نکرد.

I’ll keep your advice in mind.

توصیه شما را در ذهن خواهم داشت.

Will you follow my advice?

آیا توصیه من را دنبال خواهید کرد؟

My advice is that it's best to forgive and forget.

توصیه من این است که بهتر است ببخشید و فراموش کنید.

advices from an ambassador.

توصیه ها از یک سفیر.

Your advice was a great help to me.

توصیه شما برای من بسیار مفید بود.

نمونه‌های واقعی

I look forward to your valuable advice.

من مشتاق شنیدن توصیه های ارزشمند شما هستم.

منبع: Yilin Edition Oxford Junior English (Grade 9, Volume 1)

Companies peddle security advice and software, often with a hefty price tag.

شرکت‌ها اغلب با قیمت گزاف، نرم‌افزار و مشاوره امنیتی می‌فروشند.

منبع: The Economist - Arts

No. We may need some advice on that.

نه. شاید به آن در مورد به مشاوره‌ای نیاز داشته باشیم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

Can I offer you some unsolicited advice?

آیا می‌توانم نظر خودم را به شما پیشنهاد کنم؟

منبع: Super Girl Season 2 S02

Share your advice in the comments below.

توصیه های خود را در بخش نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

منبع: Learning charging station

Or at least give him some advice.

یا حداقل به او توصیه ای کنید.

منبع: Travel Across America

Thanks so much for all the advice.

خیلی ممنونم برای همه توصیه ها.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

And they also give very good advice.

و آنها همچنین توصیه های بسیار خوبی ارائه می دهند.

منبع: BBC English Unlocked

I hope you can take my advice.

امیدوارم بتوانید از توصیه من پیروی کنید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Let me just give you this advice.

فقط می خواهم این توصیه را به شما بدهم.

منبع: Movie trailer screening room

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید