warthog

[ایالات متحده]/wɔːthɒg/
[بریتانیا]/wɔrthɔg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی خوک وحشی که در آفریقا یافت می‌شود.
Word Forms
جمعwarthogs

عبارات و ترکیب‌ها

warthog family

خانواده وحشت‌دوک

warthog habitat

زیستگاه وحشت‌دوک

warthog tusks

دندان‌های وحشت‌دوک

warthog behavior

رفتار وحشت‌دوک

warthog population

جمعیت وحشت‌دوک

warthog species

گونه‌های وحشت‌دوک

warthog diet

رژیم غذایی وحشت‌دوک

warthog conservation

حفظ وحشت‌دوک

warthog tracks

آثار پا و ردپای وحشت‌دوک

warthog young

جوانان وحشت‌دوک

جملات نمونه

the warthog is known for its distinctive tusks.

گراز آفریقایی به خاطر دندان‌های نیش مشخص خود شناخته شده است.

warthogs often graze in open grasslands.

گرازها اغلب در مراتع باز چرا می‌کنند.

many tourists are excited to see a warthog in the wild.

بسیاری از گردشگران از دیدن یک گراز آفریقایی در طبیعت هیجان‌زده هستند.

the warthog's skin is tough and durable.

پوست گراز آفریقایی سخت و بادوام است.

warthogs use their snouts to dig for food.

گرازها از پوزه خود برای کندن غذا استفاده می‌کنند.

a warthog can run surprisingly fast when threatened.

یک گراز آفریقایی می‌تواند به طرز شگفت‌انگیزی سریع بدود وقتی مورد تهدید قرار گیرد.

warthogs are social animals that live in groups.

گرازها حیوانات اجتماعی هستند که در گروه‌های زندگی می‌کنند.

the warthog has a unique appearance that many find endearing.

گراز آفریقایی دارای ظاهری منحصر به فرد است که بسیاری آن را دوست‌داشتنی می‌یابند.

in african culture, the warthog is often featured in folklore.

در فرهنگ آفریقا، گراز آفریقایی اغلب در داستان‌های عامیانه به تصویر کشیده می‌شود.

warthogs play an important role in their ecosystem.

گرازها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید