washbag

[ایالات متحده]/ˈwɒʃ.bæɡ/
[بریتانیا]/ˈwɑːʃ.bæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کیف آببند که برای حمل لوازم بهداشتی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعwashbags

عبارات و ترکیب‌ها

my washbag

کیف شستشوی من

the washbag

کیف شستشوی

new washbag

کیف شستشوی جدید

travel washbag

کیف شستشوی سفر

empty washbag

کیف شستشوی خالی

small washbag

کیف شستشوی کوچک

leaking washbag

کیف شستشوی نشتی

packed washbag

کیف شستشوی پر شده

forgot washbag

کیف شستشوی را فراموش کردم

جملات نمونه

i packed my washbag in my suitcase.

من کیف شستشویم را در کیف سفرم پک کردم.

she bought a leather washbag for her husband.

او یک کیف شستشوی چرمی برای شوهرش خرید.

don't forget to zip your washbag closed.

فراموش نکنید کیف شستشویتان را ببندید.

the clear washbag is perfect for airport security.

کیف شستشوی شفاف برای امنیت فرودگاهی کامل است.

he unpacked his toiletries from the washbag.

او محصولات بهداشتی خود را از کیف شستشویش بیرون آورد.

this hanging washbag is very convenient for camping.

این کیف شستشوی معلق برای کمپینگ بسیار مفید است.

my washbag is leaking shampoo everywhere.

کیف شستشوی من شامپو را به همه جا می‌撒ریزد.

please put your washbag in the bathroom.

لطفاً کیف شستشویتان را در حمام بگذارید.

i need to clean my plastic washbag.

من نیاز دارم کیف شستشوی پلاستیکی من را پاک کنم.

the washbag contains a toothbrush and toothpaste.

کیف شستشوی حاوی یک فرش دندان و پаст دندان است.

he grabbed his washbag and rushed to the train.

او کیف شستشویش را گرفت و به سرعت به قطار رفت.

i am looking for a waterproof washbag.

من در حال جستجوی یک کیف شستشوی ضد آب هستم.

she received a washbag as a birthday gift.

او یک کیف شستشوی به عنوان هدیه عید می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید