waterfowls

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəfaʊlz/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərfaʊlz/

ترجمه

n. پرندگانی که در آب یا نزدیک آب زندگی می‌کنند، مانند مرغابی‌ها و غازها؛ پرندگان آبی به طور کلی

عبارات و ترکیب‌ها

waterfowls migration

مهاجرت پرندگان آبزی

waterfowls habitat

زیستگاه پرندگان آبزی

waterfowls conservation

حفظ و نگهداری از پرندگان آبزی

waterfowls feeding

تغذیه پرندگان آبزی

waterfowls species

گونه های پرندگان آبزی

waterfowls population

جمعیت پرندگان آبزی

waterfowls observation

مشاهده پرندگان آبزی

waterfowls nesting

آشفتن لانه پرندگان آبزی

waterfowls diversity

تنوع زیستی پرندگان آبزی

waterfowls behavior

رفتار پرندگان آبزی

جملات نمونه

waterfowls migrate south for the winter.

مرغ آبزیان در طول زمستان به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

many waterfowls can be found in wetlands.

بسیاری از مرغ‌های آبزی را می‌توان در مناطق مرطوب یافت.

waterfowls play a crucial role in the ecosystem.

مرغ‌های آبزی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

birdwatchers enjoy observing waterfowls.

ناظران پرندگان از تماشای مرغ‌های آبزی لذت می‌برند.

some waterfowls are known for their beautiful plumage.

برخی از مرغ‌های آبزی به خاطر پرهای زیبا و رنگارنگشان شناخته می‌شوند.

waterfowls often nest near lakes and rivers.

مرغ‌های آبزی اغلب در نزدیکی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها لانه می‌سازند.

conservation efforts help protect waterfowls.

تلاش‌های حفاظتی به محافظت از مرغ‌های آبزی کمک می‌کنند.

waterfowls feed on aquatic plants and small fish.

مرغ‌های آبزی از گیاهان آبزی و ماهی‌های کوچک تغذیه می‌کنند.

hunting regulations are in place to protect waterfowls.

قوانین شکار برای محافظت از مرغ‌های آبزی وضع شده‌اند.

waterfowls are often seen in large flocks.

مرغ‌های آبزی اغلب به صورت دسته‌های بزرگ دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید