waters

[ایالات متحده]/'wɔ:təz/
[بریتانیا]/ˈwɔtəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب دریا، رودخانه یا دریاچه.

عبارات و ترکیب‌ها

still waters

آب‌های آرام

deep waters

آب‌های عمیق

flood waters

آب‌های سیل

freshwater

آب شیرین

drinking water

آب آشامیدنی

coastal waters

آب‌های ساحلی

territorial waters

آب‌های منطقه‌ای

international waters

آب‌های بین‌المللی

dangerous waters

آب‌های خطرناک

test the waters

آزمایش آب‌ها

جملات نمونه

the refluent waters of the Mississippi.

آب‌های بازگشتی رودخانه میسی‌سیپی

the waters of Hudson Bay.

آب‌های خلیج هادسون

the waters of the Huanghe River

آب‌های رودخانه هوانگه

The waters swarm with life.

آب‌ها مملو از زندگی هستند.

the clean crystal waters of the lake.

آب‌های کریستالی و تمیز دریاچه.

inshore waters around Shetland.

آب‌های ساحلی در اطراف شتلند

the placid waters of a small lake.

آب‌های آرام یک دریاچه کوچک.

the pure, clear waters of Scotland.

آب‌های خالص و زلال اسکاتلند

the flood waters had receded.

آب‌های سیلاب کاهش یافته بودند.

the unruffled waters of the lake.

آب‌های آرام و بدون تلاطم دریاچه.

navigable waters; a navigable river.

آب‌های قابل کشتیرانی؛ یک رودخانه قابل کشتیرانی

open waters; the open countryside.

آب‌های آزاد؛ فضای باز روستایی

A ship waters before sailing.

کشتی قبل از حرکت آب می‌گیرد.

The flood waters finally receded.

آب‌های سیلاب سرانجام کاهش یافتند.

Still waters run deep.

آب‌های ساکن عمیق هستند.

He is taking the waters at a rest home.

او در یک خانه استراحت آب می‌گیرد.

nutrient-rich waters with high primary productivity.

آب‌های غنی از مواد مغذی با بهره‌وری اولیه بالا.

those waters were roily, high and muddy.

آن آب‌ها گل‌آلود، بالا و لجن‌آلود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید