waterweed

[ایالات متحده]/ˈwɔːtəwiːd/
[بریتانیا]/ˈwɔːtərwiːd/

ترجمه

n. نوعی گیاه آبزی که اغلب در باغ‌های آبی یا آکواریوم‌ها استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

waterweed growth

رشد علف‌های آبی

waterweed removal

حذف علف‌های آبی

waterweed control

کنترل علف‌های آبی

waterweed species

گونه‌های علف‌های آبی

waterweed habitat

زیستگاه علف‌های آبی

waterweed management

مدیریت علف‌های آبی

waterweed density

چگالی علف‌های آبی

waterweed invasion

تهاجم علف‌های آبی

waterweed ecosystem

اکوسیستم علف‌های آبی

waterweed benefits

مزایای علف‌های آبی

جملات نمونه

waterweed can be a nuisance in ponds.

آب‌رویان می‌تواند در آبشارها آزاردهنده باشد.

many fish species thrive in waterweed habitats.

بسیاری از گونه‌های ماهی در زیستگاه‌های آب‌رویان رشد می‌کنند.

waterweed helps improve water quality.

آب‌رویان به بهبود کیفیت آب کمک می‌کند.

removing excess waterweed can enhance recreational activities.

حذف آب‌رویان اضافی می‌تواند فعالیت‌های تفریحی را بهبود بخشد.

waterweed plays a crucial role in aquatic ecosystems.

آب‌رویان نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کند.

some gardeners use waterweed as a natural fertilizer.

برخی از باغبانان از آب‌رویان به عنوان یک کود طبیعی استفاده می‌کنند.

waterweed can provide shelter for small aquatic animals.

آب‌رویان می‌تواند پناهگاهی برای حیوانات کوچک آبزی فراهم کند.

overgrowth of waterweed can block sunlight.

رشد بیش از حد آب‌رویان می‌تواند نور خورشید را مسدود کند.

waterweed is often used in aquariums for decoration.

آب‌رویان اغلب برای تزئین آکواریوم استفاده می‌شود.

controlling waterweed growth is essential for maintaining balance in lakes.

کنترل رشد آب‌رویان برای حفظ تعادل در دریاچه‌ها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید