wavebands

[ایالات متحده]/ˈweɪvbændz/
[بریتانیا]/ˈweɪvbændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع waveband) دامنه فرکانس‌های رادیویی

عبارات و ترکیب‌ها

visible wavebands

باند‌های مرئی

infrared wavebands

باند‌های مادون قرمز

ultraviolet wavebands

باند‌های فرابنفش

radio wavebands

باند‌های رادیویی

optical wavebands

باند‌های نوری

microwave wavebands

باند‌های میکروویو

terahertz wavebands

باند‌های تراهرتز

gamma wavebands

باند‌های گاما

shortwave wavebands

باند‌های کوتاه موج

longwave wavebands

باند‌های بلند موج

جملات نمونه

the device can detect multiple wavebands of light.

دستگاه می‌تواند طول موج‌های متعددی از نور را تشخیص دهد.

different wavebands are used for various communication technologies.

طول موج‌های مختلف برای فناوری‌های ارتباطی گوناگون استفاده می‌شوند.

scientists study wavebands to understand atmospheric conditions.

دانشمندان طول موج‌ها را برای درک شرایط جوی مطالعه می‌کنند.

wavebands play a crucial role in satellite imaging.

طول موج‌ها نقش مهمی در تصویربرداری ماهواره‌ای ایفا می‌کنند.

adjusting the wavebands can improve signal quality.

تنظیم طول موج‌ها می‌تواند کیفیت سیگنال را بهبود بخشد.

wavebands can be affected by environmental factors.

طول موج‌ها می‌توانند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرند.

different animals can perceive light in various wavebands.

حیوانات مختلف می‌توانند نور را در طول موج‌های مختلف درک کنند.

the research focuses on wavebands used in optical communications.

تحقیقات بر روی طول موج‌های مورد استفاده در ارتباطات نوری متمرکز است.

wavebands are essential for understanding energy transfer in ecosystems.

طول موج‌ها برای درک انتقال انرژی در اکوسیستم‌ها ضروری هستند.

engineers design filters to isolate specific wavebands.

مهندسان فیلترهایی را برای جداسازی طول موج‌های خاص طراحی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید