the crew received daily weatherfaxes to navigate the storm.
تیم کشتی روزانه فاکسهای آب و هوا را دریافت میکردند تا از باد بگریزند.
modern vessels rely on high-frequency radio for weatherfaxes.
کشتیهای مدرن از رادیو با فرکانس بالا برای دریافت فاکسهای آب و هوا استفاده میکنند.
we must print the weatherfaxes before entering the harbor.
باید فاکسهای آب و هوا را قبل از ورود به بندر چاپ کنیم.
the captain analyzed the weatherfaxes to predict the wind.
کپیتان فاکسهای آب و هوا را تحلیل کرد تا باد را پیشبینی کند.
satellite imagery has largely replaced traditional weatherfaxes.
تصاویر ماهوارهای به طور گستردهای فاکسهای آب و هوا سنتی را جایگزین کردهاند.
the officer decrypted the weatherfaxes for the briefing.
افسر فاکسهای آب و هوا را برای جلسه اطلاعرسانی رمزگشایی کرد.
check the receiver if the weatherfaxes appear distorted.
اگر فاکسهای آب و هوا نمایش داده شدهاند، گیرنده را بررسی کنید.
the archive contains thousands of old weatherfaxes from sea.
این پرونده هزاران فاکسهای آب و هوا قدیمی از دریا را شامل میشود.
please decode the weatherfaxes and update the chart.
لطفاً فاکسهای آب و هوا را رمزگشایی کنید و نقشه را بهروز کنید.
good antennas are essential for receiving clear weatherfaxes.
آنتنهای خوب برای دریافت فاکسهای آب و هوا واضح ضروری است.
mariners study weatherfaxes to avoid hurricanes at sea.
کشتیگذاران فاکسهای آب و هوا را مطالعه میکنند تا از بارانهای مهیب در دریا جلوگیری کنند.
the schedule for broadcasting weatherfaxes changes frequently.
برنامه پخش فاکسهای آب و هوا به طور مکرر تغییر میکند.
the crew received daily weatherfaxes to navigate the storm.
تیم کشتی روزانه فاکسهای آب و هوا را دریافت میکردند تا از باد بگریزند.
modern vessels rely on high-frequency radio for weatherfaxes.
کشتیهای مدرن از رادیو با فرکانس بالا برای دریافت فاکسهای آب و هوا استفاده میکنند.
we must print the weatherfaxes before entering the harbor.
باید فاکسهای آب و هوا را قبل از ورود به بندر چاپ کنیم.
the captain analyzed the weatherfaxes to predict the wind.
کپیتان فاکسهای آب و هوا را تحلیل کرد تا باد را پیشبینی کند.
satellite imagery has largely replaced traditional weatherfaxes.
تصاویر ماهوارهای به طور گستردهای فاکسهای آب و هوا سنتی را جایگزین کردهاند.
the officer decrypted the weatherfaxes for the briefing.
افسر فاکسهای آب و هوا را برای جلسه اطلاعرسانی رمزگشایی کرد.
check the receiver if the weatherfaxes appear distorted.
اگر فاکسهای آب و هوا نمایش داده شدهاند، گیرنده را بررسی کنید.
the archive contains thousands of old weatherfaxes from sea.
این پرونده هزاران فاکسهای آب و هوا قدیمی از دریا را شامل میشود.
please decode the weatherfaxes and update the chart.
لطفاً فاکسهای آب و هوا را رمزگشایی کنید و نقشه را بهروز کنید.
good antennas are essential for receiving clear weatherfaxes.
آنتنهای خوب برای دریافت فاکسهای آب و هوا واضح ضروری است.
mariners study weatherfaxes to avoid hurricanes at sea.
کشتیگذاران فاکسهای آب و هوا را مطالعه میکنند تا از بارانهای مهیب در دریا جلوگیری کنند.
the schedule for broadcasting weatherfaxes changes frequently.
برنامه پخش فاکسهای آب و هوا به طور مکرر تغییر میکند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now