| جمع | welfarists |
welfarist approach
رویکرد خیرخواهانه
welfarist policy
سیاست خیرخواهانه
welfarist model
مدل خیرخواهانه
welfarist state
حکومت خیرخواهانه
welfarist ideology
ایدئولوژی خیرخواهانه
welfarist principles
اصول خیرخواهانه
welfarist agenda
برنامه خیرخواهانه
welfarist beliefs
باورهای خیرخواهانه
welfarist measures
اقدامات خیرخواهانه
welfarist reforms
اصلاحات خیرخواهانه
the welfarist approach prioritizes social justice.
رویکردرفاهگرا بر اولویتبخشیدن به عدالت اجتماعی تاکید دارد.
many welfarist policies aim to reduce poverty.
بسیاری از سیاستهای رفاهگرا بر هدف کاهش فقر متمرکز هستند.
she identifies as a welfarist in her political views.
او خود را در دیدگاههای سیاسی خود یک فرد رفاهگرا میداند.
the welfarist movement has gained significant support.
جنبش رفاهگرا حمایت قابل توجهی به دست آورده است.
welfarist principles often influence government decisions.
اصول رفاهگرا اغلب بر تصمیمات دولتی تأثیر میگذارند.
he argues that a welfarist society is more equitable.
او استدلال میکند که یک جامعه رفاهگرا عادلانهتر است.
critics say welfarist policies can create dependency.
منتقدان میگویند سیاستهای رفاهگرا میتوانند باعث وابستگی شوند.
welfarist reforms are essential for improving living standards.
اصلاحات رفاهگرا برای بهبود سطح زندگی ضروری هستند.
the welfarist agenda focuses on healthcare access.
برنامه رفاهگرا بر دسترسی به مراقبتهای بهداشتی تمرکز دارد.
he supports welfarist initiatives for education funding.
او از طرحهای رفاهگرا برای تامین بودجه آموزش حمایت میکند.
welfarist approach
رویکرد خیرخواهانه
welfarist policy
سیاست خیرخواهانه
welfarist model
مدل خیرخواهانه
welfarist state
حکومت خیرخواهانه
welfarist ideology
ایدئولوژی خیرخواهانه
welfarist principles
اصول خیرخواهانه
welfarist agenda
برنامه خیرخواهانه
welfarist beliefs
باورهای خیرخواهانه
welfarist measures
اقدامات خیرخواهانه
welfarist reforms
اصلاحات خیرخواهانه
the welfarist approach prioritizes social justice.
رویکردرفاهگرا بر اولویتبخشیدن به عدالت اجتماعی تاکید دارد.
many welfarist policies aim to reduce poverty.
بسیاری از سیاستهای رفاهگرا بر هدف کاهش فقر متمرکز هستند.
she identifies as a welfarist in her political views.
او خود را در دیدگاههای سیاسی خود یک فرد رفاهگرا میداند.
the welfarist movement has gained significant support.
جنبش رفاهگرا حمایت قابل توجهی به دست آورده است.
welfarist principles often influence government decisions.
اصول رفاهگرا اغلب بر تصمیمات دولتی تأثیر میگذارند.
he argues that a welfarist society is more equitable.
او استدلال میکند که یک جامعه رفاهگرا عادلانهتر است.
critics say welfarist policies can create dependency.
منتقدان میگویند سیاستهای رفاهگرا میتوانند باعث وابستگی شوند.
welfarist reforms are essential for improving living standards.
اصلاحات رفاهگرا برای بهبود سطح زندگی ضروری هستند.
the welfarist agenda focuses on healthcare access.
برنامه رفاهگرا بر دسترسی به مراقبتهای بهداشتی تمرکز دارد.
he supports welfarist initiatives for education funding.
او از طرحهای رفاهگرا برای تامین بودجه آموزش حمایت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید