wembley

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ومبلی (یک نام مکان در شمال غرب لندن، انگلستان، معروف به استادیوم ومبلی)
Word Forms
جمعwembleys

عبارات و ترکیب‌ها

Wembley Stadium

استادیوم ومبلي

Wembley Arena

آرنا ومبلي

جملات نمونه

The concert will be held at Wembley Stadium.

اجراها در استادیوم ومبلي برگزار خواهد شد.

He scored the winning goal at Wembley.

او گل پیروزی‌بخش را در ومبلي به ثمر رساند.

The Wembley Arena is a popular venue for music events.

سالن ومبلي یک مکان محبوب برای رویدادهای موسیقی است.

She bought a souvenir from Wembley Stadium.

او سوغاتی از استادیوم ومبلي خرید.

Fans flocked to Wembley to support their team.

هواداران برای حمایت از تیمشان به ومبلي هجوم آوردند.

The Wembley Cup final is always a thrilling match.

فینال جام ومبلي همیشه یک مسابقه هیجان‌انگیز است.

Wembley is known for hosting major sporting events.

ومبلي به برگزاری رویدادهای ورزشی بزرگ معروف است.

They celebrated their victory with a parade at Wembley.

آنها پیروزی خود را با یک رژه در ومبلي جشن گرفتند.

The atmosphere at Wembley was electric during the concert.

فضای ومبلي در طول کنسرت بسیار پرانرژی بود.

He proposed to her at Wembley Park.

او در پارک ومبلي به او پیشنهاد ازدواج داد.

نمونه‌های واقعی

They sold out wembley stadium, highest-grossing engagement in rose bowl stadium history.

آنها استادیوم ومبلی را به طور کامل فروختند، بالاترین درآمدی که در تاریخ استادیوم رز بول کسب شده است.

منبع: Accompany you to sleep.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید