westwards

[ایالات متحده]/'westwədz/
[بریتانیا]/'wɛstwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت یا به سوی غرب.

عبارات و ترکیب‌ها

head westwards

به سمت غرب حرکت کنید

travel westwards

به سمت غرب سفر کنید

journey westwards

سفر به سمت غرب

جملات نمونه

a track leads westwards through the glen.

یک مسیر به سمت غرب از میان دره امتداد دارد.

During the observation moment both stars were situated westwards from the Sun, the ecliptical longitude difference of the Sun and star X was equal to 100°.

در زمان مشاهده، هر دو ستاره در غرب خورشید قرار داشتند، اختلاف طول جغرافیایی خورشید و ستاره X برابر با ۱۰۰ درجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید