wharfage

[ایالات متحده]/ˈwɔːfɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈwɔrfɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزینه‌ای که برای استفاده از اسکله دریافت می‌شود؛ تسهیلات اسکله؛ اصطلاحی برای اسکله‌ها به‌طور کلی
شکل‌های واژه
جمعwharfages

عبارات و ترکیب‌ها

wharfage fees

هزینه اسکله

wharfage charges

هزینه اسکله

wharfage rates

نرخ اسکله

wharfage costs

هزینه اسکله

wharfage services

خدمات اسکله

wharfage agreements

قراردادهای اسکله

wharfage policies

سیاست‌های اسکله

wharfage regulations

مقررات اسکله

wharfage requirements

الزامات اسکله

wharfage management

مدیریت اسکله

جملات نمونه

the wharfage fees increased this year due to rising maintenance costs.

هزینه های اسکله امسال به دلیل افزایش هزینه های نگهداری افزایش یافته است.

they negotiated a better wharfage rate with the shipping company.

آنها با شرکت حمل و نقل یک نرخ اسکله بهتر مذاکره کردند.

the wharfage charges were clearly outlined in the contract.

هزینه های اسکله به وضوح در قرارداد مشخص شده بود.

understanding wharfage is essential for port management.

درک اسکله برای مدیریت بندر ضروری است.

wharfage can significantly impact the overall shipping costs.

اسکله می تواند به طور قابل توجهی بر کل هزینه های حمل و نقل تأثیر بگذارد.

the company budgeted for wharfage in their annual financial plan.

شرکت برای اسکله در برنامه مالی سالانه خود بودجه ریزی کرد.

wharfage disputes can lead to delays in cargo handling.

اختلافات اسکله می تواند منجر به تاخیر در رسیدگی به باربری شود.

they were surprised by the high wharfage costs at the new port.

آنها از هزینه های بالای اسکله در بندر جدید متعجب شدند.

reducing wharfage fees could attract more shipping companies.

کاهش هزینه های اسکله می تواند شرکت های حمل و نقل بیشتری را جذب کند.

wharfage is a critical factor in the logistics chain.

اسکله یک عامل حیاتی در زنجیره تدارکات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید