wheatworms

[ایالات متحده]/wɪtˌwɜːm/
[بریتانیا]/witˌwɜrm/

ترجمه

n. نوعی نماتود که بر روی گیاهان گندم تأثیر می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

wheatworm infestation

آفت شپشک غلات

wheatworm control

کنترل شپشک غلات

wheatworm damage

آسیب شپشک غلات

wheatworm species

گونه‌های شپشک غلات

wheatworm larvae

لارو شپشک غلات

wheatworm treatment

درمان شپشک غلات

wheatworm resistance

مقاومت به شپشک غلات

wheatworm population

جمعیت شپشک غلات

wheatworm monitoring

نظارت بر شپشک غلات

wheatworm prevention

جلوگیری از شپشک غلات

جملات نمونه

the farmer noticed a wheatworm infestation in the field.

کشاورز متوجه آفت شپشک گندم در مزرعه شد.

wheatworm damage can significantly reduce crop yields.

آسیب ناشی از شپشک گندم می تواند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را کاهش دهد.

farmers use pesticides to control wheatworm populations.

کشاورزان از سموم دفع آفات برای کنترل جمعیت شپشک گندم استفاده می کنند.

identifying wheatworm early can help save the harvest.

تشخیص زودهنگام شپشک گندم می تواند به نجات برداشت کمک کند.

wheatworm larvae feed on the roots of the plants.

لاروهای شپشک گندم از ریشه گیاهان تغذیه می کنند.

the extension service provides information on wheatworm management.

خدمات تمدید اطلاعاتی در مورد مدیریت شپشک گندم ارائه می دهد.

crop rotation can help prevent wheatworm outbreaks.

چرخش محصول می تواند به جلوگیری از شیوع شپشک گندم کمک کند.

farmers should scout their fields for signs of wheatworm.

کشاورزان باید مزارع خود را برای علائم شپشک گندم بررسی کنند.

research is ongoing to find natural predators of wheatworm.

تحقیقات برای یافتن دشمنان طبیعی شپشک گندم ادامه دارد.

effective wheatworm control can improve soil health.

کنترل موثر شپشک گندم می تواند سلامت خاک را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید