wheelbase

[ایالات متحده]/'wiːlbeɪs/
[بریتانیا]/'wilbes/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاصله بین محورهای چرخ‌های جلو و عقب.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

long wheelbase

فاصله بلند چرخ

short wheelbase

فاصله کوتاه چرخ

جملات نمونه

The new SUV has a longer wheelbase for better stability.

خودروی SUV جدید دارای فاصله بین دو چرخ جلو و عقب بلندتری برای پایداری بیشتر است.

A longer wheelbase usually means more legroom for passengers.

فاصله بین دو چرخ بلندتر معمولاً به معنای فضای بیشتر برای پا برای مسافران است.

The sports car has a short wheelbase for better handling.

خودروی اسپرت دارای فاصله بین دو چرخ کوتاه برای هندلینگ بهتر است.

Trucks with a longer wheelbase are more stable when carrying heavy loads.

کامیون‌هایی با فاصله بین دو چرخ بلندتر هنگام حمل بار سنگین پایدارتر هستند.

The classic car's wheelbase is shorter compared to modern vehicles.

فاصله بین دو چرخ خودروی کلاسیک نسبت به وسایل نقلیه مدرن کوتاه‌تر است.

Manufacturers often adjust the wheelbase to improve driving dynamics.

تولیدکنندگان اغلب فاصله بین دو چرخ را برای بهبود هندلینگ تنظیم می‌کنند.

The limousine's extended wheelbase provides extra space for passengers.

فاصله بین دو چرخ افزایش یافته لیموزین فضای بیشتری برای مسافران فراهم می‌کند.

A shorter wheelbase can make a vehicle more agile in tight spaces.

فاصله بین دو چرخ کوتاه‌تر می‌تواند باعث شود وسیله نقلیه در فضاهای تنگ چابک‌تر باشد.

The concept car showcases an innovative design with a unique wheelbase.

خودروی مفهومی یک طراحی نوآورانه با فاصله بین دو چرخ منحصر به فرد را نشان می‌دهد.

Engineers study the wheelbase length to optimize vehicle performance.

مهندسان طول فاصله بین دو چرخ را برای بهینه‌سازی عملکرد خودرو مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید