whirlybirds

[ایالات متحده]/ˈwɜːliˌbɜːd/
[بریتانیا]/ˈwɜrliˌbɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هلیکوپتر; اصطلاح عامیانه برای هلیکوپتر

عبارات و ترکیب‌ها

whirlybird flight

پرواز بالگرد

whirlybird rescue

نجات با بالگرد

whirlybird landing

فرود بالگرد

whirlybird pilot

خلبان بالگرد

whirlybird tour

تور بالگرد

whirlybird ride

سوار شدن در بالگرد

whirlybird view

نمای بالگرد

whirlybird sound

صدای بالگرد

whirlybird noise

هم‌صدای بالگرد

whirlybird adventure

ماجراجویی با بالگرد

جملات نمونه

the whirlybird flew over the city, providing a stunning view.

هلیکوپتر گردشی بر فراز شهر پرواز کرد و منظره‌ای خیره‌کننده ارائه داد.

children love to watch the whirlybird spin in the sky.

بچه ها عاشق تماشای چرخیدن هلیکوپتر گردشی در آسمان هستند.

the pilot skillfully maneuvered the whirlybird through the clouds.

خلبان به طرز ماهرانه ای هلیکوپتر گردشی را در میان ابرها هدایت کرد.

we took a tour in a whirlybird to see the beautiful landscape.

ما یک تور با هلیکوپتر گردشی برای دیدن مناظر زیبای طبیعت انجام دادیم.

the whirlybird's blades created a loud whooshing sound.

تیغه‌های هلیکوپتر گردشی صدای بلند و وز وز ایجاد کردند.

he dreams of becoming a whirlybird pilot one day.

او آرزو دارد یک روز خلبان هلیکوپتر گردشی شود.

the rescue team arrived in a whirlybird to save the stranded hikers.

تیم نجات با هلیکوپتر گردشی برای نجات کوهنوردان سرگردان رسید.

flying in a whirlybird is an exhilarating experience.

پرواز با هلیکوپتر گردشی یک تجربه هیجان انگیز است.

they used a whirlybird to transport supplies to the remote village.

آنها از یک هلیکوپتر گردشی برای حمل و نقل لوازم ضروری به روستای دورافتاده استفاده کردند.

the whirlybird hovered above the scene of the accident.

هلیکوپتر گردشی بر فراز صحنه حادثه معلق ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید