wisps of fog clung to the low valley ground.
نخستین نخ نهال در دشت پایین به دست میآید.
she blew wisps of hair away from her face.
او نخستین نخ موی خود را از روی صورت خود پاک کرد.
wisps of smoke rose slowly from the dying campfire.
نخستین نخ دود به آرامی از آتش گچی که در حال خاموش شدن بود، بالا میرفت.
cloud wisps painted delicate strokes across the twilight sky.
نخستین نخ ابرها خطوط لطیفی را روی آسمان نیمهشب رسم میکردند.
wisps of steam escaped the mug of hot coffee.
نخستین نخ بخار از فنجان قهوه گرم فرار میکرد.
he felt wisps of fear creeping into his mind.
او احساس میکرد که نخستین نخ ترس به ذهنش نفوذ میکند.
thin wisps of cirrus clouds signaled a change in weather.
نخستین نخ ابرهای سیروس نشان دهنده تغییر در آب و هوا بود.
the grand piano gathered dust wisps in the corner.
پیانو بزرگ نخستین نخ گرد و غبار را در گوشه جمع میکرد.
wisps of cotton candy melted instantly on her tongue.
نخستین نخ کرمهای نخنخ در زبان او به طور فوری ذوب شد.
we saw wisps of mist floating above the river at dawn.
ما نخستین نخ بخار را که در بالای رودخانه در صبح شناور بود، دیدیم.
the ghostly wisps seemed to dance in the moonlight.
نخستین نخهای جادویی به نظر میرسیدند که در نور ماه رقص میکنند.
wisps of fog clung to the low valley ground.
نخستین نخ نهال در دشت پایین به دست میآید.
she blew wisps of hair away from her face.
او نخستین نخ موی خود را از روی صورت خود پاک کرد.
wisps of smoke rose slowly from the dying campfire.
نخستین نخ دود به آرامی از آتش گچی که در حال خاموش شدن بود، بالا میرفت.
cloud wisps painted delicate strokes across the twilight sky.
نخستین نخ ابرها خطوط لطیفی را روی آسمان نیمهشب رسم میکردند.
wisps of steam escaped the mug of hot coffee.
نخستین نخ بخار از فنجان قهوه گرم فرار میکرد.
he felt wisps of fear creeping into his mind.
او احساس میکرد که نخستین نخ ترس به ذهنش نفوذ میکند.
thin wisps of cirrus clouds signaled a change in weather.
نخستین نخ ابرهای سیروس نشان دهنده تغییر در آب و هوا بود.
the grand piano gathered dust wisps in the corner.
پیانو بزرگ نخستین نخ گرد و غبار را در گوشه جمع میکرد.
wisps of cotton candy melted instantly on her tongue.
نخستین نخ کرمهای نخنخ در زبان او به طور فوری ذوب شد.
we saw wisps of mist floating above the river at dawn.
ما نخستین نخ بخار را که در بالای رودخانه در صبح شناور بود، دیدیم.
the ghostly wisps seemed to dance in the moonlight.
نخستین نخهای جادویی به نظر میرسیدند که در نور ماه رقص میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید