whistlestop

[ایالات متحده]/ˈwɪslstɒp/
[بریتانیا]/ˈwɪslstɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایستگاه کوچکی که قطارهای سریع در آن توقف نمی‌کنند؛ شهر کوچک؛ شهر یا روستای کوچکی که قطارها تنها در صورت دیدن نشانه توقف می‌کنند؛ توقف کوتاه
v. برای ایجاد توقف‌های انتخاباتی؛ در یک جای خاص انتخاباتی کردن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردwhistlestops
جمعwhistlestops
صفت یا فعل حال استمراریwhistlestoping
زمان گذشتهwhistlestoped
قسمت سوم فعلwhistlestoped

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید