whitlow

[ایالات متحده]/ˈwɪt.ləʊ/
[بریتانیا]/ˈwɪt.loʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عفونت دردناک انگشت یا انگشت پا، که اغلب با چرک همراه است؛ یک وضعیت التهابی که بستر ناخن را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ نوعی التهاب در سم گوسفند
Word Forms
جمعwhitlows

عبارات و ترکیب‌ها

whitlow infection

عفونت وینگل

whitlow treatment

درمان وینگل

whitlow abscess

آبسه وینگل

whitlow pain

درد وینگل

whitlow symptoms

علائم وینگل

whitlow diagnosis

تشخیص وینگل

whitlow care

مراقبت از وینگل

whitlow causes

علت های وینگل

whitlow risk

خطر وینگل

whitlow prevention

جلوگیری از وینگل

جملات نمونه

he developed a whitlow on his finger after gardening.

او بعد از باغبانی یک وارده روی انگشتش ایجاد کرد.

whitlow can be quite painful and requires medical attention.

وارده می‌تواند بسیار دردناک باشد و نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارد.

she was worried that her whitlow would prevent her from playing the piano.

او نگران بود که وارده‌اش از نواختن پیانو جلوگیری کند.

doctors often treat whitlow with antibiotics.

پزشکان اغلب وارده را با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان می‌کنند.

he had to avoid shaking hands due to his whitlow.

او مجبور شد به دلیل وارده‌اش دست ندهد.

whitlow can occur from nail biting or skin injuries.

وارده می‌تواند در اثر جویدن ناخن یا آسیب‌های پوستی رخ دهد.

she learned about whitlow during her medical training.

او در طول آموزش پزشکی خود درباره وارده یاد گرفت.

preventing whitlow involves good hand hygiene.

جلوگیری از وارده شامل رعایت بهداشت دست است.

he felt embarrassed about his whitlow during the meeting.

او در طول جلسه از وارده‌اش خجالت می‌کشید.

she applied a warm compress to her whitlow to ease the pain.

او برای تسکین درد، یک کمپرس گرم روی وارده‌اش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید