wigeons

[ایالات متحده]/'wɪdʒ(ə)n/
[بریتانیا]/'wɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرغابی وحشی، مرغابی گردن‌قرمز، پرندگان آبزی

جملات نمونه

The wigeon is a type of duck.

غاز فسقلی نوعی اردک است.

We saw a flock of wigeons flying overhead.

گله‌ای از غازهای فسقلی را در حال پرواز بالای سر خود دیدیم.

The wigeon has a distinctive green patch on its head.

غاز فسقلی دارای یک لکه سبز مشخص بر روی سر خود است.

Birdwatchers enjoy spotting wigeons in the wild.

مشاهدان پرندگان از دیدن غازهای فسقلی در طبیعت لذت می‌برند.

The wigeon is known for its whistling call.

غاز فسقلی به دلیل صدای ویژه‌اش شناخته شده است.

Hunters often target wigeons during hunting season.

شکارچیان اغلب در فصل شکار، غازهای فسقلی را هدف قرار می‌دهند.

Wigeons are commonly found near freshwater habitats.

غازهای فسقلی معمولاً در نزدیکی زیستگاه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

The wigeon's diet consists of aquatic plants and insects.

رژیم غذایی غاز فسقلی از گیاهان آبزی و حشرات تشکیل شده است.

The male wigeon has a distinctive white patch on its wing.

غاز نر فسقلی دارای یک لکه سفید مشخص روی بال خود است.

Wigeons are often seen in mixed flocks with other duck species.

غازهای فسقلی اغلب در گله‌های مختلط با گونه‌های دیگر اردک دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید