wigwam

[ایالات متحده]/'wɪgwæm/
[بریتانیا]/'wɪɡwɑm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه یا مسکنی ساخته شده از پوست درخت یا علف، تیپی

جملات نمونه

The children built a wigwam in the backyard.

کودکان یک ويراندوم در حیاط پشتی ساختند.

Native Americans used to live in wigwams made of bark and grass.

بومیان آمریکایی قبلاً در ويراندوم هایی که از پوست درخت و چمن ساخته شده بودند زندگی می کردند.

The scout group learned how to construct a wigwam during their camping trip.

گروه پیشاهنگی یاد گرفتند که چگونه یک ويراندوم را در طول سفر کمپینگ خود بسازند.

The wigwam provided shelter for the weary travelers during the storm.

ويراندوم سرپناهی برای مسافران خسته در طول طوفان فراهم کرد.

We gathered around the campfire near the wigwam to listen to stories.

ما دور آتش کمپ در نزدیکی ويراندوم جمع شدیم تا به داستان ها گوش دهیم.

The wigwam was decorated with colorful beads and feathers for the festival.

ويراندوم با مهره ها و پرهای رنگارنگ برای جشنواره تزئین شده بود.

The guide explained the significance of the wigwam in Native American culture.

راهنما اهمیت ويراندوم در فرهنگ بومیان آمریکا را توضیح داد.

The family decided to spend the weekend camping in a wigwam by the lake.

خانواده تصمیم گرفتند آخر هفته را در کنار دریاچه در یک ويراندوم کمپینگ بگذرانند.

The reconstructed wigwam at the museum gave visitors a glimpse into the past.

ويراندوم بازسازی شده در موزه به بازدیدکنندگان نگاهی به گذشته داد.

The smoke from the fire inside the wigwam billowed out through the top opening.

دود از آتش داخل ويراندوم از طریق دهانه بالای آن بیرون زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید