windscreens

[ایالات متحده]/wɪndskriːnz/
[بریتانیا]/wɪndskriːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شیشه جلو، اشاره به پنل شیشه‌ای در جلو یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

windscreens repair

تعمیر شیشه‌های خودرو

windscreens replacement

تعویض شیشه‌های خودرو

windscreens cleaning

تمیز کردن شیشه‌های خودرو

windscreens tinting

کیت‌آپ شیشه‌های خودرو

windscreens safety

ایمنی شیشه‌های خودرو

windscreens protection

محافظت از شیشه‌های خودرو

windscreens defrosting

جلوگیری از یخ‌زدگی شیشه‌های خودرو

windscreens visibility

دید از طریق شیشه‌های خودرو

windscreens accessories

لوازم جانبی شیشه‌های خودرو

windscreens maintenance

نگهداری از شیشه‌های خودرو

جملات نمونه

the car's windscreens were covered in frost this morning.

شیشه‌های ماشین صبح امروز پوشیده از Frost بودند.

she cleaned the windscreens before the road trip.

او شیشه‌ها را قبل از سفر جاده‌ای تمیز کرد.

windscreens can be made of laminated glass for safety.

شیشه‌ها می‌توانند برای ایمنی از شیشه لمینت شده ساخته شوند.

the mechanic replaced the cracked windscreens.

مکانیک شیشه‌های ترک‌خورده را تعویض کرد.

driving with dirty windscreens can be dangerous.

رانندگی با شیشه‌های کثیف می‌تواند خطرناک باشد.

he installed tinted windscreens to reduce glare.

او شیشه‌های تیره نصب کرد تا از تابش نور جلوگیری کند.

many cars now come with heated windscreens.

اکنون بسیاری از اتومبیل‌ها دارای شیشه‌های گرم‌کن هستند.

windscreens need to be replaced if they are too scratched.

اگر شیشه‌ها بیش از حد خراشیده باشند، باید تعویض شوند.

she noticed a chip in the windscreens during the inspection.

او در حین بازرسی متوجه یک ترک در شیشه‌ها شد.

it's important to check the condition of your windscreens regularly.

بررسی منظم وضعیت شیشه‌های شما مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید