windsurfer

[ایالات متحده]/'wɪndsɝfɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در بادسواری شرکت می‌کند.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwindsurfers
جمعwindsurfers

جملات نمونه

The windsurfer rode the waves gracefully.

بادگیر به طور ماهرانه روی امواج سوار شد.

She is a professional windsurfer competing in international competitions.

او یک بادگیر حرفه‌ای است که در مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کند.

The windsurfer used the strong winds to his advantage.

بادگیر از بادهای شدید به نفع خود استفاده کرد.

Learning to balance on a windsurfer takes practice.

یادگیری حفظ تعادل روی یک بادگیر نیاز به تمرین دارد.

The windsurfer navigated through the choppy waters with skill.

بادگیر با مهارت از میان آب‌های متلاطم عبور کرد.

A windsurfer needs to be physically fit and mentally focused.

یک بادگیر باید از نظر جسمی سالم و از نظر ذهنی متمرکز باشد.

The windsurfer adjusted the sail to catch the wind.

بادگیر برای گرفتن باد، بادبان را تنظیم کرد.

The windsurfer glided across the water effortlessly.

بادگیر به راحتی روی آب سر خورد.

She bought a new windsurfer board for her upcoming vacation.

او یک تخته بادگیر جدید برای تعطیلات آینده خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید