wingbacks

[ایالات متحده]/wɪŋbæk/
[بریتانیا]/wɪŋbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بازیکن فوتبال دفاعی که در جناح قرار دارد و از هر دو دفاع و حمله حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

wingback chair

صندلی پشتی بالدار

wingback sofa

مبل پشتی بالدار

wingback design

طراحی پشتی بالدار

wingback style

سبک پشتی بالدار

wingback armchair

صندلی راحتی پشتی بالدار

wingback upholstery

روکش پشتی بالدار

wingback table

میز پشتی بالدار

wingback seating

نشیمن پشتی بالدار

wingback furniture

مبلمان پشتی بالدار

wingback accent

تاکید پشتی بالدار

جملات نمونه

the wingback chair adds elegance to the living room.

صندلی پشتی‌دار جلوه‌ای از وقار را به اتاق نشیمن اضافه می‌کند.

she chose a wingback sofa for her new apartment.

او برای آپارتمان جدیدش یک مبل پشتی‌دار انتخاب کرد.

wingback designs are popular in traditional decor.

طرح‌های پشتی‌دار در دکوراسیون سنتی محبوب هستند.

the wingback style provides great support for the back.

سبک پشتی‌دار پشتیبانی فوق‌العاده‌ای را برای کمر فراهم می‌کند.

he prefers wingback chairs for their comfort.

او صندلی‌های پشتی‌دار را به دلیل راحتی‌شان ترجیح می‌دهد.

wingback furniture can be found in many styles.

می‌توان مبلمان پشتی‌دار را در بسیاری از طرح‌ها پیدا کرد.

they restored an antique wingback chair.

آنها یک صندلی پشتی‌دار عتیقه را بازسازی کردند.

the wingback design is a classic choice.

طرح پشتی‌دار یک انتخاب کلاسیک است.

she loves the wingback armchair in her study.

او صندلی راحتی پشتی‌دار را در مطبعه‌اش دوست دارد.

wingback chairs are perfect for reading nooks.

صندلی‌های پشتی‌دار برای گوشه‌های مطالعه عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید