wipe the table
میز را تمیز کن
wipe your tears
اشکهایت را پاک کن
wipe the window
شیشه را تمیز کن
wipe the counter
سطح را تمیز کن
wipe out
محو کردن
be wiped out
حذف شود
wipe off
پاک کردن
wipe away
پاک کردن
wipe up
پاک کردن
wipe down
تمیز کردن
wipe the inside of the windscreen.
داخل شیشه جلو را تمیز کنید.
fetch a wipe at sb.
بازیابی یک دستمال در sb.
wipe clean with a damp cloth.
با یک پارچه مرطوب تمیز کنید.
wipe (away) one's tears
پاک کردن اشکها
wipe out a whole army
نابودی یک ارتش کامل
to wipe out a whole army
نابودی یک ارتش کامل
Wipe away your tears.
اشکهایت را پاک کن.
Paint won't wipe off.
رنگ پاک نمیشود.
wipe off dirt; wipe away grease.
پاک کردن خاک؛ پاک کردن چربی
wipe up spills immediately.
بلافاصله ریختگی ها را پاک کنید.
she wiped away a tear.
او یک اشک را پاک کرد.
gently wipe the lotion over the eyelids.
به آرامی لوسیون را روی پلک ها بمالید.
wipe one's eyes with a handkerchief
چشمها را با دستمال پاک کردن
to wipe the slate clean of past mistakes
برای پاک کردن تخته سیاه از اشتباهات گذشته
She wiped off the dust.
او گرد و غبار را پاک کرد.
Wipe the spit off your chin.
آب انداخته شده از چانهتان پاک کنید.
These stains won't easily wipe out.
این لکهها به راحتی پاک نمیشوند.
The plague once could wipe out a village.
طاعون میتوانست زمانی یک روستا را از بین ببرد.
Rub it on, then immediately wipe it off with a washcloth or tissue.
آن را بمالید، سپس بلافاصله آن را با یک دستمال یا حوله پاک کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید