wipe

[ایالات متحده]/waɪp/
[بریتانیا]/waɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مالیدن; پخش کردن; از بین بردن
vi. مالیدن; ضربه زدن
n. مالش; یک ضربه سخت

عبارات و ترکیب‌ها

wipe the table

میز را تمیز کن

wipe your tears

اشک‌هایت را پاک کن

wipe the window

شیشه را تمیز کن

wipe the counter

سطح را تمیز کن

wipe out

محو کردن

be wiped out

حذف شود

wipe off

پاک کردن

wipe away

پاک کردن

wipe up

پاک کردن

wipe down

تمیز کردن

جملات نمونه

wipe the inside of the windscreen.

داخل شیشه جلو را تمیز کنید.

fetch a wipe at sb.

بازیابی یک دستمال در sb.

wipe clean with a damp cloth.

با یک پارچه مرطوب تمیز کنید.

wipe (away) one's tears

پاک کردن اشک‌ها

wipe out a whole army

نابودی یک ارتش کامل

to wipe out a whole army

نابودی یک ارتش کامل

Wipe away your tears.

اشک‌هایت را پاک کن.

Paint won't wipe off.

رنگ پاک نمی‌شود.

wipe off dirt; wipe away grease.

پاک کردن خاک؛ پاک کردن چربی

wipe up spills immediately.

بلافاصله ریختگی ها را پاک کنید.

she wiped away a tear.

او یک اشک را پاک کرد.

gently wipe the lotion over the eyelids.

به آرامی لوسیون را روی پلک ها بمالید.

wipe one's eyes with a handkerchief

چشم‌ها را با دستمال پاک کردن

to wipe the slate clean of past mistakes

برای پاک کردن تخته سیاه از اشتباهات گذشته

She wiped off the dust.

او گرد و غبار را پاک کرد.

Wipe the spit off your chin.

آب انداخته شده از چانه‌تان پاک کنید.

These stains won't easily wipe out.

این لکه‌ها به راحتی پاک نمی‌شوند.

The plague once could wipe out a village.

طاعون می‌توانست زمانی یک روستا را از بین ببرد.

Rub it on, then immediately wipe it off with a washcloth or tissue.

آن را بمالید، سپس بلافاصله آن را با یک دستمال یا حوله پاک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید