grime

[ایالات متحده]/graɪm/
[بریتانیا]/ɡraɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کثیفی؛ لکه؛ گرد زغال
vt. کثیف کردن؛ آلوده کردن با جرم

عبارات و ترکیب‌ها

urban grime

کثیفی شهری

جملات نمونه

a cake of grime in the oven.

یک کیک لایه کثیفی در فر.

hostile faces smirched by the grime and rust

چهره‌های خصمانه لکه‌دار و سیاه شده با غبار و زنگ زدگی

windows grimed like a coal miner's goggles.

پنجره‌ها مانند عینک یک کارگر معدن زغال‌سنگ کثیف بودند.

His face and hands were coverd with grime from the coal dust.

صورت و دست‌هایش با غبار زغال کثیف شده بودند.

The kitchen floor was covered in grime.

کف آشپزخانه با غبار پوشیده شده بود.

She scrubbed the bathtub to remove the grime.

او وان حمام را برای از بین بردن غبار تمیز کرد.

The old car was coated in grime from years of neglect.

ماشین قدیمی به دلیل سال‌ها بی‌توجهی با غبار پوشیده شده بود.

Grime built up in the corners of the room.

غبار در گوشه‌های اتاق جمع شده بود.

He wore gloves to protect his hands from the grime.

او دستکش پوشید تا دست‌هایش را از غبار محافظت کند.

The windows were so dirty that they were covered in grime.

پنجره‌ها آنقدر کثیف بودند که با غبار پوشیده شده بودند.

The mechanic's hands were black with grime.

دست‌های مکانیک به دلیل غبار سیاه شده بودند.

She used a strong cleaner to get rid of the grime on the stove.

او از یک پاک کننده قوی برای از بین بردن غبار روی اجاق گاز استفاده کرد.

The grime on the walls needed to be scrubbed off.

غبار روی دیوارها نیاز به تمیز کردن داشت.

After a long day of work, he was covered in grime.

بعد از یک روز طولانی کار، او با غبار پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید