witchgrass

[ایالات متحده]/ˈwɪtʃˌɡrɑːs/
[بریتانیا]/ˈwɪtʃˌɡræs/

ترجمه

n. یک گیاه گلدار آمریکایی با سر گل‌های نرم و پر.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the invasive witchgrass spread rapidly across the field.

چراگان خارجی چایگان به سرعت در مزرعه گسترش یافت.

farmers struggle to control the witchgrass infesting their crops.

کشاورزان در کنترل چراگان خارجی که محصولاتشان را آلوده می‌کند، دشواری دارند.

the witchgrass grew thicker after the heavy rains.

چراگان خارجی پس از باران‌های سنگین ضخیم‌تر شد.

we need to remove the witchgrass before it takes over the garden.

ما باید چراگان خارجی را قبل از اینکه گیاهان گلخانه را فتح کند، حذف کنیم.

witchgrass is considered a problematic weed in many regions.

چراگان خارجی در بسیاری از مناطق به عنوان یک گیاه خارجی مضر در نظر گرفته می‌شود.

the witchgrass formed dense patches along the roadside.

چراگان خارجی در کنار جاده‌ها پارچه‌های چگال تشکیل داد.

herbicides can help eradicate witchgrass effectively.

می‌توان از کودهای شیمیایی برای از بین بردن چراگان خارجی به طور مؤثر استفاده کرد.

the witchgrass competed with the wheat for nutrients.

چراگان خارجی با گندم در مورد مواد مغذی رقابت کرد.

identifying witchgrass early is crucial for control.

شناسایی زودهنگام چراگان خارجی برای کنترل آن حیاتی است.

witchgrass thrives in disturbed soil areas.

چراگان خارجی در مناطق خاکی که مختل شده‌اند به خوبی رشد می‌کند.

the field was overrun with witchgrass by late summer.

مزرعه تا پایان تابستان با چراگان خارجی پر شد.

the witchgrass has become resistant to common herbicides.

چراگان خارجی به داروهای شیمیایی معمولی مقاومت پیدا کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید