womens

[ایالات متحده]/ˈwɪmɪnz/
[بریتانیا]/ˈwɪmɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع زن; دستشویی یا لباس زنانه

عبارات و ترکیب‌ها

womens rights

حقوق زنان

womens health

سلامت زنان

womens fashion

مد زنان

womens empowerment

توانمندسازی زنان

womens studies

مطالعات زنان

womens issues

مسائل زنان

womens rights movement

جنبش حقوق زنان

womens league

لیگ زنان

womens teams

تیم‌های زنان

womens sports

ورزش‌های زنان

جملات نمونه

womens rights are human rights.

حقوق زنان حقوق بشر هستند.

womens fashion trends change every season.

ترندهای مد زنان هر فصل تغییر می‌کنند.

womens health is a priority for our organization.

سلامت زنان اولویت سازمانی ما است.

womens empowerment is essential for societal progress.

توانمندسازی زنان برای پیشرفت جامعه ضروری است.

the womens team won the championship last year.

تیم زنان سال گذشته قهرمانی را به دست آورد.

womens leadership brings diverse perspectives to the table.

رهبری زنان دیدگاه‌های متنوعی را به میز می‌آورد.

womens education is crucial for community development.

آموزش زنان برای توسعه جامعه بسیار مهم است.

many womens organizations focus on equality.

سازمان‌های زنان بسیاری بر برابری تمرکز دارند.

womens sports are gaining more recognition worldwide.

ورزش‌های زنان به طور فزاینده‌ای در سراسر جهان شناخته می‌شوند.

womens voices need to be heard in politics.

صدای زنان باید در سیاست شنیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید