woodworking tools
ابزارهای نجاری
woodworking techniques
تکنیکهای نجاری
Woodworking is a practical art.
نجاری یک هنر عملی است.
a woodworking shop; woodworking tools.
یک کارگاه نجاری؛ ابزارهای نجاری
a screw used in woodwork
پیچی که در نجاری استفاده می شود
blue woodwork and accents of red.
نردبانی آبی و جزئیات قرمز.
the woodwork was painted in eggshell.
چوبکاری با رنگ پوسته تخممرغی رنگ شده بود.
the woodwork was painted blue.
چوبکاری آبی رنگ شده بود.
he taught woodwork at night school.
او در کلاس شبانه نجاری آموزش میداد.
He rubbed the woodwork down with sandpaper.
او چوب را با سنباده پرداخت.
he washed down the woodwork in the kitchen.
او چوب را در آشپزخانه با آب شست.
a basic course in Russian; a set of basic woodworking tools.
یک دوره مقدماتی زبان روسی؛ مجموعهای از ابزارهای اولیه نجاری.
People were coming out of the woodwork to apply for the plummy job.
افراد از همه جا برای درخواست شغل بسیار جذاب و مطلوب بیرون میآمدند.
This woodwork has had its final coat of paint.
این چوبکاری آخرین لایه رنگ را دارد.
woodworking can create quantities of fine respirable dust.
نجاری میتواند مقادیر قابل توجهی گرد و غبار قابل تنفس ایجاد کند.
the chalets were neglected and their woodwork was rotting away .
کلبهها نادیده گرفته شده بودند و چوبدستیهایشان در حال پوسیدگی بود.
If you paint over the cracks in the woodwork, they won't show so badly.
اگر روی ترکهای چوب رنگ بزنید، زیاد به چشم نمیآیند.
Burn off the old paint,fill any cracks in the woodwork,and rub down well with sandpaper.
رنگ قدیمی را بسوزانید، هرگونه شکاف در چوب را پر کنید و با سنباده به خوبی آن را پرداخت کنید.
I decided the best thing to do would be to try and fade into the woodwork and hope that no one noticed me.
تصمیم گرفتم بهترین کار این است که سعی کنم در چوب محو شوم و امیدوارم کسی متوجه نشود.
woodworking tools
ابزارهای نجاری
woodworking techniques
تکنیکهای نجاری
Woodworking is a practical art.
نجاری یک هنر عملی است.
a woodworking shop; woodworking tools.
یک کارگاه نجاری؛ ابزارهای نجاری
a screw used in woodwork
پیچی که در نجاری استفاده می شود
blue woodwork and accents of red.
نردبانی آبی و جزئیات قرمز.
the woodwork was painted in eggshell.
چوبکاری با رنگ پوسته تخممرغی رنگ شده بود.
the woodwork was painted blue.
چوبکاری آبی رنگ شده بود.
he taught woodwork at night school.
او در کلاس شبانه نجاری آموزش میداد.
He rubbed the woodwork down with sandpaper.
او چوب را با سنباده پرداخت.
he washed down the woodwork in the kitchen.
او چوب را در آشپزخانه با آب شست.
a basic course in Russian; a set of basic woodworking tools.
یک دوره مقدماتی زبان روسی؛ مجموعهای از ابزارهای اولیه نجاری.
People were coming out of the woodwork to apply for the plummy job.
افراد از همه جا برای درخواست شغل بسیار جذاب و مطلوب بیرون میآمدند.
This woodwork has had its final coat of paint.
این چوبکاری آخرین لایه رنگ را دارد.
woodworking can create quantities of fine respirable dust.
نجاری میتواند مقادیر قابل توجهی گرد و غبار قابل تنفس ایجاد کند.
the chalets were neglected and their woodwork was rotting away .
کلبهها نادیده گرفته شده بودند و چوبدستیهایشان در حال پوسیدگی بود.
If you paint over the cracks in the woodwork, they won't show so badly.
اگر روی ترکهای چوب رنگ بزنید، زیاد به چشم نمیآیند.
Burn off the old paint,fill any cracks in the woodwork,and rub down well with sandpaper.
رنگ قدیمی را بسوزانید، هرگونه شکاف در چوب را پر کنید و با سنباده به خوبی آن را پرداخت کنید.
I decided the best thing to do would be to try and fade into the woodwork and hope that no one noticed me.
تصمیم گرفتم بهترین کار این است که سعی کنم در چوب محو شوم و امیدوارم کسی متوجه نشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید