wordnets

[ایالات متحده]/ˈwɜːd.nets/
[بریتانیا]/ˈwɝːd.nets/

ترجمه

n. پایگاه‌های واژگانی که واژه‌های انگلیسی را به مجموعه‌های معادل به نام synsets گروه‌بندی می‌کنند.

جملات نمونه

the teacher explained the new vocabulary words.

معلم واژگان جدید را توضیح داد.

she has an extensive vocabulary.

او دارای واژگان گسترده ای است.

he built a strong vocabulary through reading.

او با خواندن واژگان قوی ای ساخت.

we need to expand our vocabulary.

ما نیاز داریم واژگان خود را گسترش دهیم.

the word has multiple meanings.

این کلمه چند معنی دارد.

learning new words takes time.

یادگیری کلمات جدید زمان می برد.

children acquire language naturally.

کودکان به طور طبیعی زبان را به دست می آورند.

the dictionary contains many definitions.

این لغت نامه شامل بسیاری از تعریف ها است.

she has a rich vocabulary.

او دارای واژگان غنی ای است.

he struggles with spelling words.

او با نوشتن کلمات دچار مشکل می شود.

the vocabulary list is quite long.

لیست واژگان بسیار طولانی است.

we use collocations in everyday speech.

ما در سخن گفتن روزمره از گروه های واژگانی استفاده می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید