workbags

[ایالات متحده]/ˈwɜːkbægz/
[بریتانیا]/ˈwɜːrkbægz/

ترجمه

n. یک کیف طراحی شده برای حمل ابزار یا تجهیزات کار؛ یک کیف استفاده شده برای نگهداری ابزارهای دوخت یا کارهای نخی

جملات نمونه

she carries her laptop in a leather workbag.

او کیبورش را در یک کیف کاری از جنس چرم حمل می کند.

the designer creates stylish workbags for professional women.

طراح کیف های کاری شیکی را برای زنان حرفه ای طراحی می کند.

many commuters prefer canvas workbags for their durability.

بیشتر مسافران از کیف های کاری از جنس پارچه نخ دوخته به دلیل مقاومت آنها استفاده می کنند.

his workbag contains all the tools he needs for the job.

کیف کاری او تمام ابزارهایی را که برای کار نیاز دارد در خود دارد.

the company provides branded workbags to all new employees.

شرکت کیف های کاری با برند به تمام کارکنان جدید ارائه می دهد.

she organized her workbag with multiple compartments for better efficiency.

او کیف کاری خود را با چند قسمت برای افزایش کارایی سازماندهی کرد.

the workbag industry has seen significant growth in eco-friendly materials.

صنعت کیف کاری در مورد مواد دوست محیط زیست رشد معنی داری داشته است.

a quality workbag should have proper padding to protect electronics.

یک کیف کاری با کیفیت باید پر کردن مناسب برای حفاظت از الکترونیک داشته باشد.

he replaced his old workbag with a modern messenger style.

او کیف کاری قدیمی خود را با یک سبک پیام رسان مدرن جایگزین کرد.

the workbag market offers options for every budget and style preference.

بازار کیف کاری گزینه هایی را برای هر بودجه و سبک ترجیحی ارائه می دهد.

professional workbags often feature anti-theft designs for urban commuters.

کیف های کاری حرفه ای اغلب طراحی های ضد سرقت را برای مسافران شهری دارند.

she received a luxury workbag as an elegant corporate gift.

او یک کیف کاری لوکس را به عنوان یک هدیه شرکتی زیبایی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید