worthies

[ایالات متحده]/ˈwɜːθiz/
[بریتانیا]/ˈwɜrθiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد شایسته احترام یا افتخار؛ کسانی که لایق یک چیز خاص هستند؛ افراد با ویژگی‌های مشخص شایستگی

عبارات و ترکیب‌ها

worthy adversaries

حریفان ارزشمند

worthy opponents

رقبای ارزشمند

worthy causes

اهداف ارزشمند

worthy endeavors

تلاش‌های ارزشمند

worthy achievements

دستاوردهای ارزشمند

worthy goals

اهداف ارزشمند

worthy projects

پروژه‌های ارزشمند

worthy contributions

همکاری‌های ارزشمند

worthy individuals

افراد ارزشمند

worthy leaders

رهبران ارزشمند

جملات نمونه

the worthies of the town gathered for the annual festival.

چهره‌های سرشناس شهر برای جشن سالانه گرد هم آمدند.

many worthies contributed to the charity event.

چهره‌های سرشناس زیادی در رویداد خیریه مشارکت کردند.

the worthies of the community were honored at the ceremony.

چهره‌های سرشناس جامعه در مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند.

it's essential to listen to the opinions of the worthies.

گوش دادن به نظرات چهره‌های سرشناس ضروری است.

the worthies discussed the future of the local school.

چهره‌های سرشناس درباره آینده مدرسه محلی بحث کردند.

in ancient times, worthies were often consulted for advice.

در زمان‌های قدیم، اغلب برای مشاوره با چهره‌های سرشناس مشورت می‌شد.

the council was made up of various worthies from different backgrounds.

شورای متشکل از چهره‌های سرشناس با پیشینه‌های مختلف بود.

worthies in the field of science gathered to share their research.

چهره‌های سرشناس در زمینه علم برای به اشتراک گذاشتن تحقیقات خود گرد هم آمدند.

he was regarded as one of the worthies in the art community.

او به عنوان یکی از چهره‌های سرشناس در جامعه هنری شناخته می‌شد.

the worthies provided valuable insights during the discussion.

چهره‌های سرشناس در طول بحث، بینش‌های ارزشمندی ارائه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید