wrongdoers

[ایالات متحده]/ˈrɒŋˌduːəz/
[بریتانیا]/ˈrɔːŋˌduːərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که اعمال نادرست یا غیرقانونی انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

catch wrongdoers

گرفتن متخلفین

punish wrongdoers

مجازات متخلفین

identify wrongdoers

شناسایی متخلفین

prosecute wrongdoers

تعقیب متخلفین

detect wrongdoers

تشخیص متخلفین

rehabilitate wrongdoers

بازپروری متخلفین

expose wrongdoers

افشای متخلفین

monitor wrongdoers

نظارت بر متخلفین

report wrongdoers

گزارش متخلفین

deter wrongdoers

بازدارندگی متخلفین

جملات نمونه

the authorities are cracking down on wrongdoers in the community.

مقامات در حال سرکوب مجرمان در جامعه هستند.

wrongdoers should be held accountable for their actions.

باید مجرمان در قبال اقدامات خود پاسخگو باشند.

many wrongdoers believe they can escape punishment.

بسیاری از مجرمان معتقدند که می‌توانند از مجازات فرار کنند.

the justice system must protect the innocent from wrongdoers.

سیستم عدالت باید از بی‌گناهان در برابر مجرمان محافظت کند.

programs are being developed to rehabilitate wrongdoers.

برنامه‌هایی در حال توسعه برای توانمندسازی مجرمان هستند.

communities are coming together to identify wrongdoers.

جامعه‌ها برای شناسایی مجرمان در کنار هم جمع می‌شوند.

wrongdoers often leave a trail of evidence behind.

مجرمان اغلب ردپای شواهد از خود به جا می‌گذارند.

there is a growing concern about the rise of wrongdoers in society.

نگرانی فزاینده‌ای در مورد افزایش مجرمان در جامعه وجود دارد.

education can play a key role in preventing young people from becoming wrongdoers.

آموزش می‌تواند نقش کلیدی در جلوگیری از تبدیل شدن جوانان به مجرم ایفا کند.

wrongdoers often face severe consequences for their behavior.

مجرمان اغلب با عواقب شدید برای رفتار خود مواجه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید