xanthomas

[ایالات متحده]/zænˈθəʊmə/
[بریتانیا]/zænˈθoʊmə/

ترجمه

n. یک وضعیت پوستی که با ضایعات زرد رنگ مشخص می‌شود؛ تومور یا رشد زرد

عبارات و ترکیب‌ها

xanthoma treatment

درمان زانتوم

xanthoma symptoms

علائم زانتوم

xanthoma causes

علت زانتوم

xanthoma diagnosis

تشخیص زانتوم

xanthoma types

انواع زانتوم

xanthoma removal

برداشتن زانتوم

xanthoma management

مدیریت زانتوم

xanthoma biopsy

بیوپسی زانتوم

xanthoma overview

مروری بر زانتوم

xanthoma research

تحقیقات زانتوم

جملات نمونه

he was diagnosed with xanthoma after a routine check-up.

او پس از یک معاینه روتین به زانتوم تشخیص داده شد.

xanthomas can appear on various parts of the body.

زانتوم‌ها می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن ظاهر شوند.

she was concerned about the xanthoma on her eyelid.

او نگران زانتوم روی پلک چشمش بود.

xanthoma is often associated with high cholesterol levels.

زانتوم اغلب با سطوح بالای کلسترول مرتبط است.

the doctor explained the treatment options for xanthoma.

پزشک گزینه‌های درمانی برای زانتوم را توضیح داد.

he learned that xanthomas are benign growths.

او متوجه شد که زانتوم‌ها تومورهای خوش خیم هستند.

she decided to see a specialist for her xanthoma.

او تصمیم گرفت برای زانتوم خود یک متخصص ببیند.

xanthomas can sometimes indicate underlying health issues.

زانتوم‌ها گاهی اوقات می‌توانند نشان‌دهنده مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشند.

he researched more about xanthoma and its causes.

او بیشتر در مورد زانتوم و علل آن تحقیق کرد.

after treatment, her xanthoma significantly reduced in size.

پس از درمان، زانتوم او به طور قابل توجهی کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید