xanthosis

[ایالات متحده]/zænˈθoʊsɪs/
[بریتانیا]/zænˈθoʊsɪs/

ترجمه

n. وضعیتی که با تغییر رنگ زرد پوست مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

xanthosis treatment

درمان زانتوزیس

xanthosis symptoms

علائم زانتوزیس

xanthosis diagnosis

تشخیص زانتوزیس

xanthosis causes

علت های زانتوزیس

xanthosis management

مدیریت زانتوزیس

xanthosis condition

وضعیت زانتوزیس

xanthosis features

ویژگی های زانتوزیس

xanthosis cases

موارد زانتوزیس

xanthosis risk

ریسک زانتوزیس

xanthosis overview

مروری بر زانتوزیس

جملات نمونه

xanthosis can be a sign of liver disease.

گزانتوز می‌تواند نشانه‌ای از بیماری کبدی باشد.

patients with xanthosis may require further testing.

بیماران مبتلا به گزانتوز ممکن است به آزمایش‌های بیشتر نیاز داشته باشند.

dietary changes can sometimes alleviate xanthosis symptoms.

تغییرات رژیمی گاهی اوقات می‌تواند علائم گزانتوز را تسکین دهد.

doctors often investigate the cause of xanthosis.

پزشکان اغلب علت گزانتوز را بررسی می‌کنند.

xanthosis is characterized by yellowing of the skin.

گزانتوز با زرد شدن پوست مشخص می‌شود.

in some cases, xanthosis may indicate a metabolic disorder.

در برخی موارد، گزانتوز ممکن است نشانه‌ای از یک اختلال متابولیک باشد.

understanding xanthosis helps in diagnosing underlying conditions.

درک گزانتوز به تشخیص شرایط زمینه‌ای کمک می‌کند.

some medications can lead to xanthosis as a side effect.

برخی از داروها می‌توانند باعث ایجاد گزانتوز به عنوان یک عارضه جانبی شوند.

regular check-ups can help monitor xanthosis progression.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی پیشرفت گزانتوز کمک کند.

awareness about xanthosis is crucial for early intervention.

آگاهی در مورد گزانتوز برای مداخله زودهنگام بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید