xinjiang

[ایالات متحده]/ʃɪnˈdʒæŋ/
[بریتانیا]/ʃɪnˈdʒæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای در شمال غرب چین

عبارات و ترکیب‌ها

xinjiang region

منطقه سینکیانگ

xinjiang province

استان سینکیانگ

xinjiang culture

فرهنگ سینکیانگ

xinjiang cuisine

آشپزی سینکیانگ

xinjiang history

تاریخ سینکیانگ

xinjiang landscape

مناظر سینکیانگ

xinjiang economy

اقتصاد سینکیانگ

xinjiang tourism

گردشگری سینکیانگ

xinjiang music

موسیقی سینکیانگ

xinjiang art

هنر سینکیانگ

جملات نمونه

xinjiang is known for its diverse culture.

سین‌کیانگ به دلیل فرهنگ متنوعش شناخته شده است.

the cuisine in xinjiang is famous for its spices.

غذاهای سنتی سین‌کیانگ به دلیل ادویه‌هایش مشهور است.

many tourists visit xinjiang for its beautiful landscapes.

بسیاری از گردشگران برای مناظر زیبایش از سین‌کیانگ بازدید می‌کنند.

xinjiang has a rich history influenced by various ethnic groups.

سین‌کیانگ دارای تاریخ غنی است که تحت تأثیر گروه‌های قومی مختلف قرار گرفته است.

the music of xinjiang features unique instruments.

موسیقی سین‌کیانگ دارای سازهای منحصربه‌فرد است.

xinjiang's silk road heritage attracts many scholars.

میراث جاده ابریشم سین‌کیانگ بسیاری از محققان را جذب می‌کند.

in xinjiang, you can experience traditional uyghur dances.

در سین‌کیانگ، می‌توانید رقص‌های سنتی اویغور را تجربه کنید.

xinjiang is a key region for china's cotton production.

سین‌کیانگ یک منطقه کلیدی برای تولید پنبه در چین است.

the natural beauty of xinjiang is breathtaking.

زیبایی طبیعی سین‌کیانگ نفس‌گیر است.

xinjiang's economy is growing rapidly.

اقتصاد سین‌کیانگ به سرعت در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید