xyy

[ایالات متحده]/ˌdʌbəl ˈwaɪ/
[بریتانیا]/ˌdʌbəl ˈwaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوع غیرطبیعی از کروموزوم جنسی که در آن مرد دارای یک کروموزوم Y اضافی است و منجر به سندرم XYY می‌شود.
Word Forms
جمعxyies

عبارات و ترکیب‌ها

xyy problem

سندروم xyy

xyy testing

وضعیت xyy

the xyy

xyy کردن به طور مکرر

xyy analysis

بیمار xyy

new xyy

xyy کردن به طور روزانه

xyy system

xyy

major xyy

تشخیص xyy

xyy research

ژنوتیپ xyy

xyy theory

xyy کردن در حال حاضر

xyy findings

حمل کنندگان xyy

جملات نمونه

the researchers are studying the xyy syndrome in detail.

پژوهشگران به طور جزئی در مورد سندرم XYY مطالعه می کنند.

the xyy genotype has been linked to certain behavioral patterns.

ژنوتیپ XYY به الگوهای رفتاری خاصی مرتبط شده است.

doctors rarely diagnose xyy chromosomal conditions today.

اکنون پزشکان نادرآ چنین اختلالات کروموزومی XYY را تشخیص می دهند.

the xyy hypothesis was controversial in scientific history.

فرضیه XYY در تاریخ علمی مورد جدل قرار گرفته است.

genetic screening can detect xyy chromosomal variations.

بررسی ژنتیکی می تواند تغییرات کروموزومی XYY را شناسایی کند.

early studies on xyy males were often misleading.

مطالعات اولیه روی مردان XYY اغلب اشتباه بود.

the xyy condition affects approximately one in a thousand males.

حالت XYY تقریباً یک از هزار مرد را تحت تأثیر قرار می دهد.

modern research shows xyy individuals live normal lives.

پژوهش های مدرن نشان می دهد افراد XYY زندگی عادی دارند.

the xyy chromosome pattern is usually not inherited.

الگوی کروموزوم XYY معمولاً از والدین به فرزند منتقل نمی شود.

chorionic villus sampling can identify xyy prenatally.

نمونه برداری از villus جفت می تواند XYY را قبل از تولد تشخیص دهد.

the misconception about xyy and aggression has been debunked.

دروغ زنی در مورد XYY و عدوانیت ترویج داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید