yeshiva

[ایالات متحده]/jəˈʃiːvə/
[بریتانیا]/jəˈʃivə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مؤسسه آموزش عالی یهودی; مدرسه ابتدایی یا متوسطه یهودی
Word Forms
جمعyeshivas

عبارات و ترکیب‌ها

attend yeshiva

حضور در یه شیو

yeshiva education

آموزش یه شیو

yeshiva student

دانش آموز یه شیو

yeshiva learning

یادگیری یه شیو

yeshiva program

برنامه یه شیو

yeshiva community

جامعه یه شیو

yeshiva life

زندگی در یه شیو

yeshiva rabbi

رئیس یه شیو

yeshiva curriculum

برنامه درسی یه شیو

yeshiva tradition

سنّت یه شیو

جملات نمونه

he decided to enroll in a yeshiva after high school.

او تصمیم گرفت پس از دبیرستان در یک حسیوا ثبت نام کند.

many students study jewish texts at the yeshiva.

بسیاری از دانش آموزان متون یهودی را در حسیوا مطالعه می کنند.

the yeshiva offers a rigorous curriculum.

حسیوا یک برنامه درسی سختگیرانه ارائه می دهد.

he spent several years in a yeshiva in israel.

او چندین سال را در یک حسیوا در اسرائیل گذراند.

she learned a lot about her heritage at the yeshiva.

او چیزهای زیادی در مورد میراث خود در حسیوا آموخت.

the yeshiva community is very supportive.

جامعه حسیوا بسیار پشتیبانی می کند.

attending a yeshiva can deepen one's faith.

حضور در یک حسیوا می تواند ایمان یک شخص را عمیق تر کند.

he often discusses philosophy with his friends from the yeshiva.

او اغلب با دوستانش از حسیوا درباره فلسفه صحبت می کند.

after completing yeshiva, he became a rabbi.

پس از اتمام حسیوا، او به یک ربی تبدیل شد.

the yeshiva hosts various cultural events throughout the year.

حسیوا در طول سال رویدادهای فرهنگی مختلفی برگزار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید