the comedian's zanucks had the audience in stitches.
زانوکهای کمدیا باعث شد که جمع حاضر در شرکت خندهاندیش شوند.
her unexpected zanucks made the boring meeting interesting.
زانوکهای ناگهانی او باعث شد که جلسهای خستهکننده جالب شود.
the artist's zanucks were evident in his unconventional paintings.
زانوکهای هنرمند در نقاشیهای غیرمعمول او آشکار بود.
hollywood legends speak of the producer's wild zanucks.
legendهای هولیوود درباره زانوکهای بیپایان تولیدکننده حرف میزنند.
the child's constant zanucks exhausted her parents.
زانوکهای مداوم کودک والدینش را خسته کرد.
the winter's zanucks brought unexpected snowstorms.
زانوکهای زمستان بارش برفهای غیرمنتظره را به همراه آورد.
the team's unpredictable zanucks frustrated their coach.
زانوکهای غیرقابل پیشبینی تیم مربیاش را ناراحت کرد.
morning zanucks like singing loudly became her daily ritual.
زانوکهای صبحی مانند خواندن بلند صدایش به مراسم روزانهاش تبدیل شد.
the film's strange zanucks puzzled critics.
زانوکهای عجیب فیلم منتقدان را گیج کرد.
his sudden zanucks worried his close friends.
زانوکهای ناگهانی او دوستان نزدیکش را نگران کرد.
fashion designers' creative zanucks often amaze the public.
زانوکهای خلاقانه طراحان مد اغلب عموم را شگفتزده میکند.
the writer's literary zanucks defined his unique style.
زانوکهای ادبی نویسنده سبک منحصر به فردش را تعریف کرد.
negotiations stalled due to his unreasonable zanucks.
تهدیدات نامعقول او باعث توقف مذاکرات شد.
the dog's amusing zanucks delighted the whole family.
زانوکهای جذاب سگ تمام خانواده را خوشحال کرد.
the comedian's zanucks had the audience in stitches.
زانوکهای کمدیا باعث شد که جمع حاضر در شرکت خندهاندیش شوند.
her unexpected zanucks made the boring meeting interesting.
زانوکهای ناگهانی او باعث شد که جلسهای خستهکننده جالب شود.
the artist's zanucks were evident in his unconventional paintings.
زانوکهای هنرمند در نقاشیهای غیرمعمول او آشکار بود.
hollywood legends speak of the producer's wild zanucks.
legendهای هولیوود درباره زانوکهای بیپایان تولیدکننده حرف میزنند.
the child's constant zanucks exhausted her parents.
زانوکهای مداوم کودک والدینش را خسته کرد.
the winter's zanucks brought unexpected snowstorms.
زانوکهای زمستان بارش برفهای غیرمنتظره را به همراه آورد.
the team's unpredictable zanucks frustrated their coach.
زانوکهای غیرقابل پیشبینی تیم مربیاش را ناراحت کرد.
morning zanucks like singing loudly became her daily ritual.
زانوکهای صبحی مانند خواندن بلند صدایش به مراسم روزانهاش تبدیل شد.
the film's strange zanucks puzzled critics.
زانوکهای عجیب فیلم منتقدان را گیج کرد.
his sudden zanucks worried his close friends.
زانوکهای ناگهانی او دوستان نزدیکش را نگران کرد.
fashion designers' creative zanucks often amaze the public.
زانوکهای خلاقانه طراحان مد اغلب عموم را شگفتزده میکند.
the writer's literary zanucks defined his unique style.
زانوکهای ادبی نویسنده سبک منحصر به فردش را تعریف کرد.
negotiations stalled due to his unreasonable zanucks.
تهدیدات نامعقول او باعث توقف مذاکرات شد.
the dog's amusing zanucks delighted the whole family.
زانوکهای جذاب سگ تمام خانواده را خوشحال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید