zebroid

[ایالات متحده]/ˈziːbrɔɪd/
[بریتانیا]/ˈziːbrɔɪd/

ترجمه

adj. شبیه به زبرا
n. حیوانی که شبیه به زبرا است

عبارات و ترکیب‌ها

zebroid hybrid

هیبرید زیبراوئید

zebroid color

رنگ زیبراوئید

zebroid species

گونه زیبراوئید

zebroid behavior

رفتار زیبراوئید

zebroid traits

ویژگی‌های زیبراوئید

zebroid genetics

ژنتیک زیبراوئید

zebroid population

جمعیت زیبراوئید

zebroid conservation

حفظ زیبراوئید

zebroid habitat

زیستگاه زیبراوئید

zebroid characteristics

ویژگی‌های زیبراوئید

جملات نمونه

the zebroid is a hybrid between a zebra and a horse.

زبراوید ترکیبی بین یک گورخر و یک اسب است.

zebroids can exhibit unique coat patterns.

زبراویدها می‌توانند الگوهای پوششی منحصر به فرد از خود نشان دهند.

people often find zebroids fascinating.

مردم اغلب زبراویدها را جذاب می‌دانند.

zebroids are known for their striking appearance.

زبراویدها به دلیل ظاهر خیره‌کننده خود شناخته می‌شوند.

raising zebroids requires special care and knowledge.

پرورش زبراویدها نیاز به مراقبت و دانش ویژه دارد.

many zoos have zebroids as part of their exhibits.

بسیاری از باغ وحش‌ها زبراویدها را به عنوان بخشی از نمایشگاه‌های خود دارند.

zebroids can be bred for specific traits.

می‌توان زبراویدها را برای ویژگی‌های خاص پرورش داد.

some farmers are experimenting with zebroids for work purposes.

برخی از کشاورزان در حال آزمایش زبراویدها برای اهداف کاری هستند.

understanding the behavior of zebroids is important for owners.

درک رفتار زبراویدها برای صاحبان مهم است.

there are various colors and patterns seen in zebroids.

رنگ‌ها و الگوهای مختلفی در زبراویدها دیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید