zoolatry

[ایالات متحده]/zuːˈɒlətri/
[بریتانیا]/zuˈɑːlətri/

ترجمه

n. پرستش حیوانات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

animal zoolatry

حیوان‌پرستی

zoolatry practices

شیوه های زولاتری

zoolatry beliefs

باورهای زولاتری

zoolatry rituals

آداب و رسوم زولاتری

zoolatry cultures

فرهنگ های زولاتری

zoolatry symbols

نمادهای زولاتری

zoolatry worship

عبادت زولاتری

zoolatry history

تاریخچه زولاتری

zoolatry art

هنر زولاتری

zoolatry themes

موضوعات زولاتری

جملات نمونه

his zoolatry often leads him to visit wildlife sanctuaries.

اوجاسازی او اغلب او را به بازدید از مناطق حفاظت شده حیات وحش سوق می دهد.

many cultures have practiced zoolatry in various forms.

فرهنگ های زیادی اشکال مختلف زولاتری را دنبال کرده اند.

zoolatry can be seen in ancient civilizations' art and rituals.

می توان زولاتری را در هنر و آیین های تمدن های باستانی مشاهده کرد.

his fascination with zoolatry inspired him to become a veterinarian.

علاقه او به زولاتری او را به حرفه دامپزشکی سوق داد.

zoolatry reflects the deep connection between humans and animals.

زولاتری نشان دهنده ارتباط عمیق بین انسان و حیوانات است.

in some religions, zoolatry is a central tenet.

در برخی از ادیان، زولاتری یک اصل اساسی است.

her artwork often depicts themes of zoolatry and nature.

اثر هنری او اغلب مضامین زولاتری و طبیعت را به تصویر می کشد.

he studied zoolatry to understand its impact on conservation efforts.

او زولاتری را مطالعه کرد تا تأثیر آن بر تلاش های حفاظتی را درک کند.

zoolatry can lead to both positive and negative consequences.

زولاتری می تواند منجر به پیامدهای مثبت و منفی شود.

the festival celebrated zoolatry with various animal-themed activities.

جشنواره زولاتری را با فعالیت های مختلف با مضمون حیوانات جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید