zoologist

[ایالات متحده]/zəʊ'ɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/zo'ɑlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمندی که به مطالعه حیوانات و رفتار آنها می‌پردازد.

جملات نمونه

The zoologist studied the behavior of chimpanzees in their natural habitat.

زیست‌شناس رفتار شامپانزه‌ها را در زیستگاه طبیعی آن‌ها مطالعه کرد.

The zoologist observed the mating rituals of birds for her research.

زیست‌شناس آیین جفت‌گیری پرندگان را برای تحقیقات خود مشاهده کرد.

The zoologist specializes in studying marine life.

زیست‌شناس در مطالعه حیات دریایی تخصص دارد.

The zoologist is conducting a study on the effects of climate change on wildlife.

زیست‌شناس در حال انجام مطالعه‌ای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش است.

The zoologist works closely with conservationists to protect endangered species.

زیست‌شناسان به طور نزدیک با حامیان محیط‌زیست برای محافظت از گونه‌های در معرض خطر همکاری می‌کنند.

The zoologist uses advanced technology to track animal movements.

زیست‌شناسان از فناوری پیشرفته برای ردیابی رفت و آمد حیوانات استفاده می‌کنند.

The zoologist discovered a new species of frog in the Amazon rainforest.

زیست‌شناسان گونه جدیدی از قورباغه را در جنگل آمازون کشف کردند.

The zoologist educates the public about the importance of wildlife conservation.

زیست‌شناسان مردم را در مورد اهمیت حفاظت از حیات وحش آموزش می‌دهند.

The zoologist is passionate about studying animal behavior.

زیست‌شناسان مشتاق مطالعه رفتار حیوانات هستند.

The zoologist travels to different countries to conduct field research.

زیست‌شناسان برای انجام تحقیقات میدانی به کشورهای مختلف سفر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید