hindustan

[ایالات متحده]/hɪndəˈstɑːn/
[بریتانیا]/hɪndəˈstæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه تاریخی در زیرقاره هند؛ هند

عبارات و ترکیب‌ها

hindustan times

هندوستان تایمز

hindustan aeronautics

هندوستان هوافضا

hindustan motors

هندوستان موتورز

hindustan lever

هندوستان لوور

hindustan unilever

هندوستان یونیلیور

hindustan petroleum

هندوستان پترولیوم

hindustan zinc

هندوستان روی

hindustan cables

هندوستان کابلهای

hindustan shipyard

هندوستان کارخانه کشتی سازی

hindustan aeronautics limited

هندوستان هوافضا محدود

جملات نمونه

hindustan is known for its rich cultural heritage.

هندوستان به خاطر میراث فرهنگی غنی خود شناخته شده است.

many people visit hindustan to experience its diverse traditions.

بسیاری از مردم از هندوستان برای تجربه سنت های متنوع آن بازدید می کنند.

the cuisine of hindustan is famous around the world.

آشپزی هندوستان در سراسر جهان مشهور است.

hindustan has a vast landscape that includes mountains and rivers.

هندوستان دارای یک چشم انداز وسیع است که شامل کوه ها و رودخانه ها می شود.

in hindustan, festivals are celebrated with great enthusiasm.

در هندوستان، جشنواره ها با شور و شوق فراوان جشن گرفته می شوند.

hindustan is home to many historical monuments.

هندوستان میزبان بناهای تاریخی متعددی است.

learning about hindustan's history is fascinating.

آشنایی با تاریخ هندوستان جذاب است.

the people of hindustan are known for their hospitality.

مردم هندوستان به خاطر مهمان نوازی خود شناخته می شوند.

hindustan's economy is one of the fastest-growing in the world.

اقتصاد هندوستان یکی از سریعترین اقتصادهای جهان است.

hindustan offers a unique blend of modernity and tradition.

هندوستان ترکیبی منحصر به فرد از مدرنیته و سنت ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید