annoyances

[ایالات متحده]/əˈnɔɪənsiz/
[بریتانیا]/əˈnoɪənsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که باعث ناراحتی یا مزاحمت می‌شوند؛ تحریکات جزئی.

عبارات و ترکیب‌ها

minor annoyances

آزاردهی‌های جزئی

daily annoyances

آزاردهی‌های روزمره

common annoyances

آزاردهی‌های رایج

workplace annoyances

آزاردهی‌های محیط کار

household annoyances

آزاردهی‌های خانگی

technological annoyances

آزاردهی‌های فناورانه

public transportation annoyances

آزاردهی‌های حمل و نقل عمومی

social media annoyances

آزاردهی‌های رسانه‌های اجتماعی

traffic annoyances

آزاردهی‌های ترافیکی

جملات نمونه

these minor annoyances are driving me crazy.

این ناخوشایندهای جزئی من را دیوانه می‌کنند.

she's always complaining about everyday annoyances.

او همیشه در مورد ناخوشایندهای روزمره شکایت می‌کند.

the constant noise is one of my biggest annoyances.

سر و صدای دائمی یکی از بزرگترین ناخوشایندهای من است.

he has a knack for ignoring all the little annoyances.

او استعداد نادیده گرفتن تمام ناخوشایندهای کوچک را دارد.

travel can be full of unexpected annoyances.

سفر می‌تواند پر از ناخوشایندهای غیرمنتظره باشد.

trying to fix this broken appliance is causing me so many annoyances.

سعی برای تعمیر این وسیله خراب، باعث ایجاد ناخوشایندهای زیادی برای من شده است.

learning a new language comes with its share of annoyances.

یادگیری یک زبان جدید با سهمی از ناخوشایندها همراه است.

i'm trying to minimize the daily annoyances in my life.

من سعی می‌کنم ناخوشایندهای روزانه را در زندگی خود به حداقل برسانم.

technology can be a source of both convenience and annoyances.

فناوری می‌تواند منبع راحتی و ناخوشایندی باشد.

she's developed a thick skin to deal with all the office annoyances.

او برای مقابله با تمام ناخوشایندهای اداری، پوست کلفت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید