minor annoyances
آزاردهیهای جزئی
daily annoyances
آزاردهیهای روزمره
common annoyances
آزاردهیهای رایج
workplace annoyances
آزاردهیهای محیط کار
household annoyances
آزاردهیهای خانگی
technological annoyances
آزاردهیهای فناورانه
public transportation annoyances
آزاردهیهای حمل و نقل عمومی
social media annoyances
آزاردهیهای رسانههای اجتماعی
traffic annoyances
آزاردهیهای ترافیکی
these minor annoyances are driving me crazy.
این ناخوشایندهای جزئی من را دیوانه میکنند.
she's always complaining about everyday annoyances.
او همیشه در مورد ناخوشایندهای روزمره شکایت میکند.
the constant noise is one of my biggest annoyances.
سر و صدای دائمی یکی از بزرگترین ناخوشایندهای من است.
he has a knack for ignoring all the little annoyances.
او استعداد نادیده گرفتن تمام ناخوشایندهای کوچک را دارد.
travel can be full of unexpected annoyances.
سفر میتواند پر از ناخوشایندهای غیرمنتظره باشد.
trying to fix this broken appliance is causing me so many annoyances.
سعی برای تعمیر این وسیله خراب، باعث ایجاد ناخوشایندهای زیادی برای من شده است.
learning a new language comes with its share of annoyances.
یادگیری یک زبان جدید با سهمی از ناخوشایندها همراه است.
i'm trying to minimize the daily annoyances in my life.
من سعی میکنم ناخوشایندهای روزانه را در زندگی خود به حداقل برسانم.
technology can be a source of both convenience and annoyances.
فناوری میتواند منبع راحتی و ناخوشایندی باشد.
she's developed a thick skin to deal with all the office annoyances.
او برای مقابله با تمام ناخوشایندهای اداری، پوست کلفت کرده است.
minor annoyances
آزاردهیهای جزئی
daily annoyances
آزاردهیهای روزمره
common annoyances
آزاردهیهای رایج
workplace annoyances
آزاردهیهای محیط کار
household annoyances
آزاردهیهای خانگی
technological annoyances
آزاردهیهای فناورانه
public transportation annoyances
آزاردهیهای حمل و نقل عمومی
social media annoyances
آزاردهیهای رسانههای اجتماعی
traffic annoyances
آزاردهیهای ترافیکی
these minor annoyances are driving me crazy.
این ناخوشایندهای جزئی من را دیوانه میکنند.
she's always complaining about everyday annoyances.
او همیشه در مورد ناخوشایندهای روزمره شکایت میکند.
the constant noise is one of my biggest annoyances.
سر و صدای دائمی یکی از بزرگترین ناخوشایندهای من است.
he has a knack for ignoring all the little annoyances.
او استعداد نادیده گرفتن تمام ناخوشایندهای کوچک را دارد.
travel can be full of unexpected annoyances.
سفر میتواند پر از ناخوشایندهای غیرمنتظره باشد.
trying to fix this broken appliance is causing me so many annoyances.
سعی برای تعمیر این وسیله خراب، باعث ایجاد ناخوشایندهای زیادی برای من شده است.
learning a new language comes with its share of annoyances.
یادگیری یک زبان جدید با سهمی از ناخوشایندها همراه است.
i'm trying to minimize the daily annoyances in my life.
من سعی میکنم ناخوشایندهای روزانه را در زندگی خود به حداقل برسانم.
technology can be a source of both convenience and annoyances.
فناوری میتواند منبع راحتی و ناخوشایندی باشد.
she's developed a thick skin to deal with all the office annoyances.
او برای مقابله با تمام ناخوشایندهای اداری، پوست کلفت کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید