calculi

[ایالات متحده]/ˈkæl.kjuː.laɪ/
[بریتانیا]/kal-kyoo-lie/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه calculus (ریاضیات): شاخه‌ای از ریاضیات که به نرخ‌های تغییر و تجمع مربوط می‌شود و معمولاً شامل متغیرهای پیوسته است.; پزشکی: رسوبات سختی از مواد معدنی یا نمک‌ها که در اندام‌ها یا بافت‌ها تشکیل می‌شوند، به ویژه در دستگاه ادراری.

عبارات و ترکیب‌ها

urinary calculi

سنگ‌های ادراری

biliary calculi

سنگ‌های صفراوی

renal calculi

سنگ کلیه

gallbladder calculi

سنگ‌های کیسه صفرا

calcium calculi

سنگ‌های کلسیمی

struvite calculi

سنگ‌های استروویت

oxalate calculi

سنگ‌های اگزالات

cystine calculi

سنگ‌های سیستین

mixed calculi

سنگ‌های ترکیبی

uric acid calculi

سنگ‌های اسید اوریک

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with kidney calculi.

پزشک او را به وجود سنگ کلیه تشخیص داد.

she experienced severe pain due to urinary calculi.

او به دلیل سنگ‌های ادراری دچار درد شدید شد.

calculi can form in various parts of the body.

سنگ‌ها می‌توانند در قسمت‌های مختلف بدن تشکیل شوند.

preventing calculi involves drinking plenty of water.

جلوگیری از تشکیل سنگ‌ها شامل نوشیدن آب فراوان است.

he had surgery to remove the calculi from his gallbladder.

او برای برداشتن سنگ‌ها از کیسه صفرا تحت عمل جراحی قرار گرفت.

dietary changes can help reduce the risk of calculi.

تغییرات رژیمی می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به سنگ‌ها کمک کند.

she was advised to avoid foods that could lead to calculi.

به او توصیه شد غذاهایی که می‌توانند منجر به تشکیل سنگ‌ها شوند را اجتناب کند.

calculi can cause complications if left untreated.

اگر درمان نشوند، سنگ‌ها می‌توانند عوارضی ایجاد کنند.

he was surprised to learn that calculi can be hereditary.

او از اینکه سنگ‌ها می‌توانند ارثی باشند، متعجب شد.

regular check-ups can help detect calculi early.

معاینات منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام سنگ‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید