cheapening

[ایالات متحده]/tʃiːpənɪŋ/
[بریتانیا]/chi-pen-ing/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کاهش دادن چیزی به قیمت کمتر یا ارزش کمتر.

عبارات و ترکیب‌ها

cheapening value

کاهش ارزش

cheapening quality

کاهش کیفیت

cheapening effect

اثر کاهش

cheapening process

فرآیند کاهش

cheapening market

بازار کاهش

cheapening trends

روندهای کاهش

cheapening impact

تاثیر کاهش

cheapening perception

درک کاهش

cheapening brand

کاهش برند

cheapening experience

تجربه کاهش

جملات نمونه

they worry that cheapening the product will hurt its reputation.

آنها نگران هستند که ارزان‌سازی محصول باعث آسیب به شهرت آن شود.

the cheapening of art has sparked a heated debate.

ارزان‌سازی هنر باعث ایجاد یک بحث داغ شده است.

cheapening the quality of education can lead to long-term consequences.

ارزان‌سازی کیفیت آموزش می‌تواند منجر به عواقب بلندمدت شود.

some believe that cheapening experiences diminishes their value.

برخی معتقدند که ارزان‌سازی تجربه‌ها ارزش آنها را کاهش می‌دهد.

the company is concerned about the cheapening of its brand.

شرکت نگران ارزان‌سازی برند خود است.

cheapening the service could drive away loyal customers.

ارزان‌سازی خدمات می‌تواند مشتریان وفادار را از دست بدهد.

they fear that cheapening the message will confuse the audience.

آنها می‌ترسند که ارزان‌سازی پیام باعث سردرگمی مخاطب شود.

the cheapening of social values is a pressing issue today.

ارزان‌سازی ارزش‌های اجتماعی یک مسئله مهم امروز است.

cheapening the competition can lead to a race to the bottom.

ارزان‌سازی رقابت می‌تواند منجر به یک مسابقه برای رسیدن به پایین‌ترین حد شود.

many artists are concerned about the cheapening of their work.

بسیاری از هنرمندان نگران ارزان‌سازی آثار خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید