eateries

[ایالات متحده]/ˈiːtəriz/
[بریتانیا]/ˈiːtəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رستوران‌ها یا مکان‌های غذاخوری

عبارات و ترکیب‌ها

local eateries

رستوران‌های محلی

popular eateries

رستوران‌های محبوب

fast food eateries

رستوران‌های غذای سریع

fine dining eateries

رستوران‌های مجلل

family-owned eateries

رستوران‌های متعلق به خانواده

street eateries

رستوران‌های خیابانی

vegan eateries

رستوران‌های گیاهخواری

cozy eateries

رستوران‌های دنج

upscale eateries

رستوران‌های لوکس

ethnic eateries

رستوران‌های قومی

جملات نمونه

there are many eateries in this neighborhood.

در این محله رستوران‌ها و کافه‌های زیادی وجود دارد.

we decided to try out different eateries during our trip.

ما تصمیم گرفتیم در طول سفر خود، رستوران‌ها و کافه‌های مختلفی را امتحان کنیم.

some eateries offer discounts for students.

برخی از رستوران‌ها و کافه‌ها برای دانشجویان تخفیف ارائه می‌دهند.

this city is known for its diverse eateries.

این شهر به خاطر رستوران‌ها و کافه‌های متنوعش معروف است.

many local eateries serve traditional dishes.

بسیاری از رستوران‌ها و کافه‌های محلی غذاهای سنتی سرو می‌کنند.

we found a few hidden eateries off the beaten path.

ما چند رستوران و کافه پنهان را در مسیرهای کمتر رفت و آمد یافته بودیم.

some eateries have outdoor seating for guests.

برخی از رستوران‌ها و کافه‌ها فضای نشیمن در فضای باز برای مهمانان دارند.

foodies love exploring new eateries in town.

دوستداران غذا عاشق کشف رستوران‌ها و کافه‌های جدید در شهر هستند.

we often visit our favorite eateries on weekends.

ما اغلب در آخر هفته‌ها از رستوران‌ها و کافه‌های مورد علاقه خود دیدن می‌کنیم.

there is a growing trend of vegan eateries.

روند رو به رشدی از رستوران‌های گیاهخواری وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید