loosens

[ایالات متحده]/ˈluːsənz/
[بریتانیا]/ˈlusənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر سفت یا محکم کردن؛ چیزی را شل کردن؛ باز کردن یا آزاد کردن از قید و بند

عبارات و ترکیب‌ها

loosens tension

کاهش تنش

loosens grip

شل شدن گرفتن

loosens muscles

شل شدن عضلات

loosens restrictions

رفع محدودیت‌ها

loosens up

شل شدن

loosens hold

شل شدن نگهداشت

loosens bonds

شل شدن پیوندها

loosens joints

شل شدن مفاصل

loosens soil

شل شدن خاک

loosens hair

شل شدن مو

جملات نمونه

the massage loosens tight muscles.

ماساژ عضلات سفت را شل می‌کند.

she loosens her grip on the steering wheel.

او دستش را از روی فرمان شل می‌کند.

he loosens the screws to adjust the frame.

او پیچ‌ها را باز می‌کند تا قاب را تنظیم کند.

the teacher loosens the rules for the project.

معلم قوانین پروژه را کمی باز می‌کند.

yoga loosens the body and calms the mind.

یوگا بدن را شل کرده و ذهن را آرام می‌کند.

the heat loosens the adhesive on the tape.

گرما چسب را از بین می‌برد.

she loosens her hair after a long day.

او بعد از یک روز طولانی موهایش را باز می‌کند.

the coach loosens the training schedule for the team.

مربی برنامه تمرینی تیم را کمی باز می‌کند.

the drink loosens his inhibitions.

نوشیدنی باعث می‌شود او احساس بهتری کند.

he loosens the tie after the meeting.

او بعد از جلسه کراواتش را باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید