mollusk

[ایالات متحده]/ˈmɒləsk/
[بریتانیا]/ˈmɑːləsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از حیوان بی‌مهره با بدنی نرم که معمولاً در یک پوسته قرار دارد
Word Forms
جمعmollusks

عبارات و ترکیب‌ها

marine mollusk

حلزون دریایی

mollusk species

گونه‌های نرم تن

mollusk shell

پوسته نرم تن

mollusk habitat

زیستگاه نرم تن

mollusk anatomy

آناتومی نرم تن

mollusk diversity

تنوع نرم تنان

mollusk farming

پرورش نرم تن

mollusk research

تحقیقات نرم تن

mollusk population

جمعیت نرم تن

mollusk biology

زیست‌شناسی نرم تن

جملات نمونه

mollusks are an important part of marine ecosystems.

غُلغُلها بخش مهمی از اکوسیستم‌های دریایی هستند.

many mollusks have shells for protection.

بسیاری از غُلغُلها برای محافظت پوسته دارند.

some people enjoy eating mollusks like clams and oysters.

برخی افراد از خوردن غُلغُلهایی مانند صدف و صدف‌دارها لذت می‌برند.

mollusks can be found in both freshwater and saltwater environments.

غُلغُلها را می‌توان در محیط‌های آب شیرین و آب شور یافت.

the study of mollusks is called malacology.

مطالعه غُلغُلها مالاکولوژی نامیده می‌شود.

some mollusks, like snails, can be found on land.

برخی از غُلغُلها، مانند حلزون‌ها، را می‌توان در خشکی یافت.

marine biologists often study the behavior of mollusks.

زیست‌شناسان دریایی اغلب رفتار غُلغُلها را مطالعه می‌کنند.

mollusks play a key role in the food chain.

غُلغُلها نقش مهمی در زنجیره غذایی ایفا می‌کنند.

some mollusks can change color for camouflage.

برخی از غُلغُلها می‌توانند برای استتار رنگ خود را تغییر دهند.

conch is a type of mollusk that is popular in caribbean cuisine.

کانچ نوعی غُلغُله است که در آشپزی کارائیب محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید