municipalities

[ایالات متحده]/mjuːˈnɪsɪpəlɪtiz/
[بریتانیا]/mjuˈnɪsɪˌpælɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق شهری خودگردان; مقامات دولتی شهرداری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

local municipalities

شهرداری‌های محلی

urban municipalities

شهرداری‌های شهری

regional municipalities

شهرداری‌های منطقه‌ای

municipalities act

قانون شهرداری‌ها

municipalities code

کد شهرداری‌ها

municipalities association

انجمن شهرداری‌ها

municipalities services

خدمات شهرداری‌ها

municipalities funding

تامین مالی شهرداری‌ها

municipalities reform

اصلاحات شهرداری‌ها

municipalities governance

حاکمیت شهرداری‌ها

جملات نمونه

many municipalities are adopting green initiatives.

بسیاری از شهرداری‌ها ابتکارات سبز را اتخاذ می‌کنند.

municipalities often face budget constraints.

شهرداری‌ها اغلب با محدودیت‌های بودجه مواجه هستند.

collaboration between municipalities can enhance regional development.

همکاری بین شهرداری‌ها می‌تواند توسعه منطقه‌ای را تقویت کند.

municipalities are responsible for local infrastructure maintenance.

شهرداری‌ها مسئولیت نگهداری زیرساخت‌های محلی را بر عهده دارند.

many municipalities have implemented recycling programs.

بسیاری از شهرداری‌ها برنامه‌های بازیافت را اجرا کرده‌اند.

municipalities play a crucial role in urban planning.

شهرداری‌ها نقش مهمی در برنامه‌ریزی شهری ایفا می‌کنند.

some municipalities offer tax incentives for businesses.

برخی از شهرداری‌ها مشوق‌های مالیاتی برای کسب و کارها ارائه می‌دهند.

municipalities must comply with state regulations.

شهرداری‌ها باید با مقررات ایالتی مطابقت داشته باشند.

public transportation is managed by local municipalities.

حمل و نقل عمومی توسط شهرداری‌های محلی مدیریت می‌شود.

municipalities often organize community events.

شهرداری‌ها اغلب رویدادهای اجتماعی را سازماندهی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید