nobodies

[ایالات متحده]/ˈnəʊbədiːz/
[بریتانیا]/ˈnoʊˌbɑːdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم کم اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

nobodies matter

هیچ کس مهم نیست

nobodies win

هیچ کس پیروز نمی‌شود

nobodies unite

هیچ کس متحد نمی‌شود

nobodies speak

هیچ کس صحبت نمی‌کند

nobodies rise

هیچ کس سر بلند نمی‌شود

nobodies fight

هیچ کس نمی‌جنگد

nobodies shine

هیچ کس نمی‌درخشد

nobodies dream

هیچ کس رؤیا ندارد

nobodies change

هیچ کس تغییر نمی‌دهد

nobodies create

هیچ کس ایجاد نمی‌کند

جملات نمونه

in a crowded room, they felt like nobodies.

در یک اتاق شلوغ، احساس می‌کردند هیچ کس نیستند.

sometimes, even nobodies can make a difference.

گاهی اوقات، حتی هیچ کس‌ها هم می‌توانند تفاوت ایجاد کنند.

she treated everyone as if they were nobodies.

او با همه به گونه‌ای رفتار می‌کرد که انگار هیچ کس بودند.

he started as a nobody but became famous.

او شروعی نداشت اما مشهور شد.

nobodies often have the best ideas.

هیچ کس‌ها اغلب بهترین ایده‌ها را دارند.

in the end, nobodies can become heroes.

در نهایت، هیچ کس‌ها می‌توانند به قهرمان تبدیل شوند.

they were treated like nobodies in the industry.

آنها در این صنعت مانند هیچ کس رفتار می‌شدند.

even nobodies deserve a chance to shine.

حتی هیچ کس‌ها هم شایسته فرصتی برای درخشش هستند.

she felt like one of the nobodies in the crowd.

او احساس می‌کرد یکی از هیچ کس‌ها در جمعیت است.

sometimes, nobodies have the loudest voices.

گاهی اوقات، هیچ کس‌ها صدای بلندتری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید