nobodies matter
هیچ کس مهم نیست
nobodies win
هیچ کس پیروز نمیشود
nobodies unite
هیچ کس متحد نمیشود
nobodies speak
هیچ کس صحبت نمیکند
nobodies rise
هیچ کس سر بلند نمیشود
nobodies fight
هیچ کس نمیجنگد
nobodies shine
هیچ کس نمیدرخشد
nobodies dream
هیچ کس رؤیا ندارد
nobodies change
هیچ کس تغییر نمیدهد
nobodies create
هیچ کس ایجاد نمیکند
in a crowded room, they felt like nobodies.
در یک اتاق شلوغ، احساس میکردند هیچ کس نیستند.
sometimes, even nobodies can make a difference.
گاهی اوقات، حتی هیچ کسها هم میتوانند تفاوت ایجاد کنند.
she treated everyone as if they were nobodies.
او با همه به گونهای رفتار میکرد که انگار هیچ کس بودند.
he started as a nobody but became famous.
او شروعی نداشت اما مشهور شد.
nobodies often have the best ideas.
هیچ کسها اغلب بهترین ایدهها را دارند.
in the end, nobodies can become heroes.
در نهایت، هیچ کسها میتوانند به قهرمان تبدیل شوند.
they were treated like nobodies in the industry.
آنها در این صنعت مانند هیچ کس رفتار میشدند.
even nobodies deserve a chance to shine.
حتی هیچ کسها هم شایسته فرصتی برای درخشش هستند.
she felt like one of the nobodies in the crowd.
او احساس میکرد یکی از هیچ کسها در جمعیت است.
sometimes, nobodies have the loudest voices.
گاهی اوقات، هیچ کسها صدای بلندتری دارند.
nobodies matter
هیچ کس مهم نیست
nobodies win
هیچ کس پیروز نمیشود
nobodies unite
هیچ کس متحد نمیشود
nobodies speak
هیچ کس صحبت نمیکند
nobodies rise
هیچ کس سر بلند نمیشود
nobodies fight
هیچ کس نمیجنگد
nobodies shine
هیچ کس نمیدرخشد
nobodies dream
هیچ کس رؤیا ندارد
nobodies change
هیچ کس تغییر نمیدهد
nobodies create
هیچ کس ایجاد نمیکند
in a crowded room, they felt like nobodies.
در یک اتاق شلوغ، احساس میکردند هیچ کس نیستند.
sometimes, even nobodies can make a difference.
گاهی اوقات، حتی هیچ کسها هم میتوانند تفاوت ایجاد کنند.
she treated everyone as if they were nobodies.
او با همه به گونهای رفتار میکرد که انگار هیچ کس بودند.
he started as a nobody but became famous.
او شروعی نداشت اما مشهور شد.
nobodies often have the best ideas.
هیچ کسها اغلب بهترین ایدهها را دارند.
in the end, nobodies can become heroes.
در نهایت، هیچ کسها میتوانند به قهرمان تبدیل شوند.
they were treated like nobodies in the industry.
آنها در این صنعت مانند هیچ کس رفتار میشدند.
even nobodies deserve a chance to shine.
حتی هیچ کسها هم شایسته فرصتی برای درخشش هستند.
she felt like one of the nobodies in the crowd.
او احساس میکرد یکی از هیچ کسها در جمعیت است.
sometimes, nobodies have the loudest voices.
گاهی اوقات، هیچ کسها صدای بلندتری دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید